رابطه منافقین و اسرائیل علنی می شود

رابطه منافقین و اسرائیل علنی می شود+تصویر (+ چند گزارش مرتبط با اخراج مجاهدین خلق به آلبانی)

saeed_abedini_israel_mojahedin_khalq_1موسسه راهبردی دیده بان، تهران، بیست و ششم سپتامبر ۲۰۱۶:…  عربستان که چندماهی است به صورت کاملا علنی تزریق پولهای کلان به جریان های تروریستی و رسانه ای ضد ایرانی را به نمایش درآورده است، در حال تجمیع جریان هایی است که تا پیش از این در ظاهر هیچ سنخیتی با یکدیگر نداشتند. همکاری مستمر و قدم به قدم عناصر مسیحیت تبشیری با محوریت سعید عابدینی و جریان های تروریستی معارض سوری یک پیام شفاف را … 

سران عربستان سعود و وهابیت مسعود خدابندهIf

خبر ویژه دیده بان 

رابطه منافقین و اسرائیل علنی می شود+تصویر

علنی شدن رابطه منافقین در پی رسمی شدن رابطه سعودی ها با رژیم صهیونیستی می تواند بسیاری از سرنخ های گذشته را در خصوص عناصر وابسته به این جریانات و ماهیت فعالیت ایشان در ایران را مشخص نماید.

به گزارش دیده بان، عربستان که چندماهی است به صورت کاملا علنی تزریق پولهای کلان به جریان های تروریستی و رسانه ای ضد ایرانی را به نمایش درآورده است، در حال تجمیع جریان هایی است که تا پیش از این در ظاهر هیچ سنخیتی با یکدیگر نداشتند.

همکاری مستمر و قدم به قدم عناصر مسیحیت تبشیری با محوریت سعید عابدینی و جریان های تروریستی معارض سوری یک پیام شفاف را به همراه دارد و آن روند علنی شدن همراهی اسرائیل با جریان های اپوزوسیون ایرانی است.

تا پیش از این گروه های اپوزوسیون ایرانی که از تنفر عمیق مردم ایران نسبت به صهیونیست ها و منافقین با خبر بودند، حتی در رسانه هایشان نیز سعی داشتند اخبار مربوط به ایشان را سانسور و یا حداقل در کم زد و خورد ترین حالت بازنشر دهند، اما اکنون با پدیده ای مواجه هستیم که عناصر نفاق، سعودی ها و عوامل اسرائیل رسما با یکدیگر همراهی می کنند.

سعید عابدینی کشیش جاسوسی که ماموریت راه اندازی کلیساهای خانگی و غیر قانونی را در ایران داشت پس از آزادی به واسطه حاشیه های برجام، فاز جدید اقدامات خود را این بار وسیعتر و با حمایت چند جانبه امریکا و اسراییل آغاز کرد و در روزهای اخیر و سفر تیم ایرانی به سازمان ملل، این عنصر وابسته به اسرائیل در نشست منافقین مجددا حاضر می شود و عرض اندام می کنند.

سعید عابدینی، اسرائیل، مجاهدین خلق، ترروریسم

علنی شدن رابطه منافقین در پی رسمی شدن رابطه سعودی ها با رژیم صهیونیستی می تواند بسیاری از سرنخ های گذشته را در خصوص عناصر وابسته به این جریانات و ماهیت فعالیت ایشان در ایران را مشخص نماید.

سعید عابدینی، اسرائیل، مجاهدین خلق، ترروریسم

سعید عابدینی و پرچم اسرائیل

عضو جداشده از سازمان مطرح کرد: جزئیات برنامه های منافقین در مقر آلبانی

در روزهای اخیر و اخراج اعضای نفاق به آلبانی، منافقین برنامه هایی را برای اعضایشان مشخص نموده اند تا ضمن گذراندن وقت شان، فکر و خیال جداشدن را در ذهنشان متبادر نکنند.

به گزارش دیده بان، یکی از مهمترین راه های مقابله با فرقه ها توجه به اقدامات جداشده های فرقه هستند، چرا که ضمن گذراندن سالیان متمادی از عمرشان را در فضای فرقه گرایانه، امکان افشای معادلات درونی و پیش بینی حرکات فرقه ها را نیز دارند.منافقین نیز که در فضای کاملا فرقه گرایانه به سر می برند، همواره از مطالبی که توسط جداشده هایشان منتشر می شود، به شدت احساس خسران و ضربه می کنند.

در روزهای اخیر و اخراج اعضای نفاق به آلبانی، منافقین برنامه هایی را برای اعضایشان مشخص نموده اند تا ضمن گذراندن وقت شان، فکر و خیال جداشدن را در ذهنشان متبادر نکنند.

یکی از اعضای جداشده نفاق در این راستا، ضمن معرفی یکی از کانال های ارتباطی درون تشکیلاتی نفاق، از برنامه های سازمان برای اعضایش خبر داد.
خدابنده در صفحه فیسبوکش نوشت:

مسعود خدابنده صفحه فیسبوک

گفتنی است،منافقین تنها بخش هایی از زبانی آلبانیایی را به نیروهایشان آموز می دهند که جنبه فرقه ای و درون تشکیلاتی داشته باشد.

عضو جداشده از سازمان افشا کرد. حضور عناصر منافقین در کمپ مخفی آمریکا+تصویر

اگرچه بعدها فرمانده های آمریکایی با رشوه های کلانی که از منافقین دریافت کردند، برخی از این عناصر را به مقر اشرف بازگرداندند، اما تعدادی نیز بعد از حدود ۴ سال زندانی شدن در این کمپ مخفی به ایران و اروپا پناهنده شدند.

به گزارش دیده بان،پس از حمله آمریکا به عراق، فرصتی حاصل شد که در خلال بررسی موقیت منافقین در پادگان اشرف توسط آمریکایی ها،تعداد حدودا ۵۰۰ نفر از اعضای سازمان که قصد جداشدن از نفاق را داشتند به آمریکایی ها پناه ببرند.

آمریکایی ها نیز در همان ایام یک کمپ مخفی به نام تیف را ساماندهی کردند که این نفرات را در آنجا بگنجانند، اگرچه بعدها فرمانده های آمریکایی با رشوه های کلانی که از منافقین دریافت کردند، برخی از این عناصر را به مقر اشرف بازگرداندند، اما تعدادی نیز بعد از حدود ۴ سال زندانی شدن در این کمپ مخفی به ایران و اروپا پناهنده شدند.

یکی از اعضای جداشده منافقین ضمن انتشار تصویری از این کمپ مخفی به بیان مطالبی در این راستا می پردازد.

کمپ امریکایی ها و اسرای فراری از مجاهدین خلق

وی می نویسد:درست ده سال قبل در چنین روزهایی اعتصاب چندماهه ما در اسارتگاه نیروهای آمریکایی در عراق (تیف) به روزهای پایانی رسیده بود. چهارسال اسارت در این محیط نیمه مخفی بسیار سخت گذشت. آنقدر سخت که حداقل دو نفر به مرز دیوانگی رسیدند. گناه ما جدا شدن از فرقه تروریستی رجوی بود. در این اسارتگاه حق و حقوق یک زندانی هم از ما سلب شده بود و گاه آرزو می کردیم در یک زندان عادی باشیم و از حقوق یک انسان زندانی برخوردار شویم. اما دمکراسی برای آمریکایی ها گزینشی است.

در این عکس من و محمدرزاقی کنار هم ایستاده ایم… کلنل آمریکایی (جولی نورمن) هم در همانجا حضور داشت. متأسفانه برخی از این عزیزان دیگر در میان ما نیستند و قربانی رذالت رجوی شدند.

گزارش ویژه دیده بان

نخستین تصاویر تهیه شده از منافقین در رسانه های آلبانی

منافقین باید بدانند که کشور آلیانی مانند عراق نیست که بتوانند مقابل رسانه ها، پلیس و افکار عمومی آن به سادگی تحرک کنند و باید شاهد اقدامات آتی عناصر درونی این کشور نسبت به سازمان باشند.

به گزارش دیده بان، با ورود منافقین به کشور متلاطم آلبانی به عنوان یکی از محمل های گروه های مافیایی و تروریستی در اروپا، رسانه های محلی این کشور به سراغ اعضای نفاق رفته و تصمیم به فیلم برداری و تصویر برداری از ایشان نموده اند.
برخی تصاویر مربوط به رسانه های محلی آلبانی به شرح زیر است:

مجاهدین خلق فرقه رجوی در تیرانا آلبانی

حیاط مقر منافقین

مجاهدین خلق فرقه رجوی در تیرانا آلبانی

مجاهدین خلق فرقه رجوی در تیرانا آلبانی

سیم خاردارهای اطراق مقر منافقین

مجاهدین خلق فرقه رجوی در تیرانا آلبانی

کنترل شدید مقر منافقین برای جلوگیری از فرار نیروها

mojahedin_khalq_triana_albani_5برخی عناصر منافقین که حاضر به مصاحبه با رسانه های آلمانی نشدند

مجاهدین خلق فرقه رجوی در تیرانا آلبانی

مجاهدین خلق فرقه رجوی در تیرانا آلبانی

مجاهدین خلق فرقه رجوی در تیرانا آلبانی

چند نکته در راستای تصاویر و فیلم های منتشر شده در رسانه های آلبانی قابل تامل به نظر می رسد که به آنها می پردازیم:

-نمایش کاملی از زندگی پادگانی و فرقه گرایانه از منافقین، این مسئله با توجه به ساختار سازمان به هیچ عنوان حل شدنی نیست و این سوال دائمی را در افکار عمومی آلبانی ایجاد خواهد کرد که چنین گروهی با ماهیت نظامی چرا وارد این کشور شده اند؟!

-برخی عناصر منافقین مصاحبه خود با رسانه های آلبانی را خطرناک قلمداد کرده اند و علت عدم مصاحبه را نمایش تصویرشان برای خانواده هایشان در ایران مطرح نموده اند.

-عدم وجود زندگی منافقین بصورت خانوادگی بعنوان سازمانی که ادعای سیاسی نمایی دارد نیز از سوالاتی است که در افکار عمومی آلبانی مطرح خواهد بود،در این راستا حضور خانواده اعضای فریب خورده سازمان نفاق در ماه های آتی می تواند در شناخت ماهیت این فرقه کمک شایانی نماید.

-منافقین باید بدانند که کشور آلیانی مانند عراق نیست که بتوانند مقابل رسانه ها، پلیس و افکار عمومی آن به سادگی تحرک کنند و باید شاهد اقدامات آتی عناصر درونی این کشور نسبت به سازمان باشند.

 

نماینده رجوی در العربیه سعودی: تروریست های توحید و جهاد از اعضای ما بودند

Al Arabian Mojahedin Khalq ISIS Terrorismموسسه دیده بان به نقل از العربیه سعودی، دهم اوت ۲۰۱۶:… به گزارش دیده بان، هفته گذشته خبر اعدام عناصر گروهک تروریستی توحید و جهاد فضای رسانه های داخلی و حجم گسترده ای از شبکه رسانه ای ضدانقلاب را به خود اختصاص داد و خبرسازی حول آن همچنان ادامه دارد. اما در این بین منافقین نیز از غافله عقب … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسمگاف جدی تلویزیون العربیه در مصاحبه با مریم رجوی (+ مصاحبه کامل مزدور مریم رجوی با شبکه العربیه)

رجوی مجاهدین خلق مزدوری عربستان اسرائیل 

گاف رابط منافقین در ماجرای اعدام تروریست‌ها

منافقین:تروریست های توحید و جهاد از اعضای ما بودند

العربیه شیخ نشین سعودی: تروریستهای ما مجاهدین خلق

این اقدام در ترجمه مصاحبه موسی افشار(رابطه منافقین با رسانه های عربی) آن هم در بخش اردو زبان سایت العربیه صورت گرفته است که برخی روزنامه های اردوزبان هند نیز عیناً آن را بازنشر می دهند.

به گزارش دیده بان، هفته گذشته خبر اعدام عناصر گروهک تروریستی توحید و جهاد فضای رسانه های داخلی و حجم گسترده ای از شبکه رسانه ای ضدانقلاب را به خود اختصاص داد و خبرسازی حول آن همچنان ادامه دارد.

اما در این بین منافقین نیز از غافله عقب نبوده و سعی کردند سایت های پوشش خود مانند”هرانا” را به عنوان مرجع اطلاع رسانی حول این مسئله مطرح کنند.

البته اعضای این گروهک پای خود را فراتر گذاشته و در اقدامی قابل تامل عناصر اعدام شده توحید و جهاد را اعضای خود معرفی کردند.

*** 

همچنین:

جزئیات برنامه منافقین در اطراف پاریس+تصاویر/آواره های سوری در نمایش نفاق

Paris Le Bourget موسسه رهبردی دیدبان، نهم ژوئیه ۲۰۱۶:… نکته حائز اهمیت در برنامه امسال منافقین عدم همراهی دولت فرانسه با ایشان و جابجایی مکان هرساله ایشان از ورزشگاه محلی ویلپنت به منطقه ای به نام بورژه (Le Bourget Exhibition Center) هست که نمایشگاهی برای نمایش تجهیزات هواپیما و محصولات هوایی در اطراف پاریس به حساب می آید. از آنجا که این محل نمایشگاه ثابت محولات هوایی … 

مریم رجوی ویلپنت سالگرد گرامیداشت تروریسم در فرانسه توسط مجاهدین خلقفراخوانهای شوی سالانۀ مریم قجر به خلق قهرمان لهستان!!

گزارش ویژه دیده بان

جزئیات برنامه منافقین در اطراف پاریس+تصاویر/آواره های سوری در نمایش نفاق

مجاهدین خلق فرقه رجوی کارناوال سی خرداد پاریس

منافقین امسال نهایتا دو سه هزار نفر را به این برنامه می کشانند و این در حالی است که هرساله اذعان می کنند که نزدیک به ۱۰۰ هزار نفر باایشان همراهی می کنند.

به گزارش موسسه دیده بان، منافقین هر سال به بهانه شورش بی فایده ای که در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ با دستور سازمان سیا و سرویس جاسوسی فرانسه در تهران و برخی شهرستان ها صورت دادند،برنامه ای را در اطراف پاریس برگزار می کنند و با جمع آوری سیاهی لشکر از اطراف فرانسه،برنامه خودشان را برگزار می نمایند.

نکته حائز اهمیت در برنامه امسال منافقین عدم همراهی دولت فرانسه با ایشان و جابجایی مکان هرساله ایشان از ورزشگاه محلی ویلپنت به منطقه ای به نامه بورژه (Le Bourget Exhibition Center) هست که نمایشگاهی برای نمایش تجهیزات هواپیما و محصولات هوایی در اطراف پاریس به حساب می آید.

6

سایت فراسوی زبان معرفی محل نمایش منافقین

از آنجا که این محل نمایشگاه ثابت محولات هوایی است،منافقین از سر استیصال ضمن رشوه ای کلان این محل را اجازه کرده اند.

به دلیل ماهیت نمایشگاهی این محل صندلی های ثابتی برای استقرار ندارد و ضمن اینکه فضای آن از ورزشگاه ویلپنت کمتر است منافقین که هر سال حدود سه چهارهزار نفر را دور خودشان جمع می کردند،امسال برای این امر نیز محدودیت دارند.

5

نقشه ورودی های محل نمایش منافقین برای حضور جداشده ها  اعتراض به ایشان

گفتنی است منافقین امسال قصد دارند از پناهجویان آواره عرب،بالاخص سوری ها در این محل استفاده تبلیغاتی نمایند.

فاصله این محل تا مقر منافقین در محله اورسورواز بصورت حداقلی انتخاب شده است تا منافقین برای حمل و نقل این افراد به سادگی اقدام نمایند.

1

فاصله محل نمایش تا مقر منافقین در اور

منافقین هر ساله افراد را به بهانه تورهای پاریس گردی و پرداخت مبالغی به برنامه خودشان می کشانند و امسال نیز افرادی را در هتل هایشان مستقر نموده اند.

در برنامه منافقین پناهجویانی که اغلب در آلمان و اتریش آواره هستند حضور می یابند.از سوی دیگر دانشجوهای لهستانی هم مثل سالهای قبل با مبالغ اندک ۴۰ یوروی با تور ۳ روزه پاریس به شرط شرکت در این برنامه حاضر هستند.

3

منافقین امسال نهایتا دو سه هزار نفر را به این برنامه می کشانند و این در حالی است که هرساله اذعان می کنند که نزدیک به ۱۰۰ هزار نفر باایشان همراهی می کنند.

8

تصویر ورودی های سالن نمایش منافقین

گفتنی است، برنامه های از این دست منافقین دو کاربرد عمده دارد، ۱)خودنمایی برای عرض اندام مقابل سرویس های جاسوسی غربی و تقاضای نوکری برای ایشان و ۲) حفظ روحیه افرادی فریب خورده سازمان که غرق در معادلات فرقه گرایانه شده اند و چاره ای جز زندگی ننگین در سازمان ندارند.

(پایان)

*** 

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgهافینگتون پست: مریم رجوی – ملکه تبلیغات مجاهدین خلق – خدمات خود برای دشمنان ایران را آگهی میکند

لرد کارلایل سر لابی جدید مجاهدین خلق در پارلمان انگلستانبریتانیا مجددا

 

  • درخواست خانواده های گلستانی از رئیس جمهور جدید دولت فرانسه

    انجمن نجات مرکز گلستان یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۶

    درخواست خانواده های گلستانی از رئیس جمهور جدید دولت فرانسه

    حضور آقای امانوئل مکرون رئیس دولت جدید فرانسه

    با سلام

    جناب آقای مکرون قبل از هر مطلبی انتخاب شما را بعنوان رئیس جمهور مردم فرانسه تبریک گفته و امیدواریم در موقعیتی که هستید برای آزادی و امنیت جامعه جهانی قدمهای مثبتی بردارید و برای صلحی که تمام دنیا را فرا بگیرد کمک های زیادی نمائید و برای جهانی عاری از تروریسم تلاش کنید .

    جناب مکرون :

    متاسفانه در دورانی که اکنون به سر میبریم ، تروریسم توانسته امنیت و آرامش مردم جهان را به مخاطره بیاندازد و همانطور که شاهد هستیم این جریان غیر انسانی تاکنون بیش از چندین هزار نفر از انسان های بی گناه را به کام مرگ بفرستد و بسیاری از خانواده ها را بی خانمان نماید و از همه مهمتر اینکه از مردم تمام کشورها و جامعه جهانی صلب آرامش نماید و این بطور آشکار اکنون قابل مشاهده میباشد . از نمونه های آن میتوان به اتفاقات تلخ اخیر که در کشور شما و یا انگلستان و سوریه و یمن و عراق و همین چند روز گذشته در کشورمان اتفاق افتاده اشاره نماییم که متاسفانه در این جریانات غیر انسانی بسیاری از انسانهای بیگناه از بین رفتند و هنوز هم ادامه دارد .

    جناب رئیس جمهور :

    بی شک شما از طرف مردم کشورتان برای برقراری صلح و آرامش خود آنها انتخاب شده اید و هم اکنون نیز خود شما برآن هستید که بتوانید جان انسانها را نجات دهید و آرامش را به کشورتان و دیگر کشورها با همکاری روسای دیگر دول برگردانید . با این رویکرد جای بسی تعجب است که سازمان های تروریستی آزادانه در کشور شما فعالیت می کنند.

    سازمان تروریستی مجاهدین خلق که از دیرباز اعمال ضدبشری و خائنانه آنها در کارنامه سیاهشان مشهود میباشد و اعمال تروریستی آنها که باعث به شهادت رسیدن 17000 نفر از انسانهای بیگناه در کشورمان شده و اکنون در آلبانی بسر میبرند ، هر ساله در کشور شما اقدام به برپایی تجمعاتی با حضور تعدادی از حامیان تروریست و حتی خود تروریستهای مشهور مینمایند که این برخلاف آنچه که برای صلح و آرامش مردم کشورتان میباشد هست و در شرایط کنونی که گروه تکفیری داعش توانسته در بسیاری از کشورها باعث ناامنی مردم شود و انسانهای بیگناه را قربانی نماید این تجمعات میتواند به آزادی ملت شما لطمه بزند و چه بسا باعث بر هم ریختن نظم و امنیت جامعه شما گردد . فرقه ضد انسانی رجوی نیز از این قاعده مستثنی نیست و همان طور که اقدامات خشونت بار زیادی در سابقه ی ننگین خود دارند باز هم اگر شرایطی پیش بیاید و موقعیت برایشان فراهم شود، همان رویکرد را دنبال می کنند و برای کشتار مردم بیگناه از هیچ راهی دریغ نخواهند نمود.

    به این ترتیب تجمع تروریست های مجاهدین خلق و حامیانشان در ویلپنت می تواند بستری فراهم آورد که آرامش و امنیت کشور و مردم شما را به مخاطره بیاندازد.

    جناب رئیس جمهور :

    ما خانواده های استان گلستان از کشور ایران تنها نمونه های کوچکی از مردم آسیب دیده از سازمان تروریستی مجاهدین میباشد که سالیان سال از اعمال ضد انسانی آنها در امان نبوده و فرزندان ما توسط سران این سازمان مخوف ربوده شده و تمام آزادی آنها محصور گشته و متاسفانه از آنها با شستشوهای مغزی شدیدی که توسط سرکرده این فرقه انجام شده برای اعمال تروریستی مورد سوءاستفاده قرار میگیرد که اکنون در سایه برخی حامیان تروریست آزادانه در کشورهای اروپایی جولان میدهند .

    جناب مکرون :

    ما خانواده های داغدار از این فرقه ضدبشری از شما تقاضا داریم تا جلوی این تجمعات تروریستی را گرفته و آنها را از کشورتان اخراج نمائید و با این کار خود باعث التیام دردهای ما شوید و همچنین باعث ثبات امنیت در جامعه خود شوید .

    با تشکر : خانواده های آسیب دیده از سازمان مجاهدین خلق

    1 / علی اصغر مردانی پدر زندانی علی اکبر مردانی

    2 / ابوالقاسم مدبر برادر زندانی سید تقی نوکنده ایی

    3 / گل آقا مدبر برادر زندانی سیدتقی نوکنده ایی

    4 / احمد سقائی برادر زندانی خانم شایسته بانو سقائی

    5 / محمود ترابی برادرزاده زندانیان خانم معصومه و مریم بانو و محمدرضا ترابی

    6 / مسلم ترابی برادرزاده زندانیان معصومه و مریم بانو و محمدرضا ترابی

    7 / عطا ترابی برادرزاده زندانیان معصومه و مریم بانو و محمدرضا ترابی

    8 / نادعلی ترابی برادر زندانیان معصومه و مریم بانو و محمدرضا ترابی

    9 / ولی الله سراج برادر زندانی زهراء سراج

    10 / محمدحسین لیوانی نژاد عموی زندنیان حسینعلی و عباسعلی لیوانی نژاد

    11 / شهرام ریاحی فرزند زندانی محمدتقی ریاحی

    12 / خلیل ریاحی برادر زندانی محمدتقی ریاحی

    13 / صمد گلعلیپور برادر زندانی ایرج و هوشنگ گلعلیپور

    14 / ابوالقاسم متکی برادر زندانیان محمدحسین و علی حسین و بنام و غلامحسین متکی

    15 / خانم متکی مادر زندانی روح الله راموز

    16 / احمد گلعلیپور پدر زندانیان ایرج و هوشنگ گلعلیپور

    17 / حمید زاهد برادر زندانیان حبیبه و حلیمه زاهد

    18 / محمدعلی عرب پدر زندانی قربان عرب

    19 / علی هاشمی برادر زندانی علی اکبر هاشمی

    20 / کامران بزازی برادر زندانی مهناز بزازی

    21 / حسینعلی ریگی برادر زندانی براتعلی ریگی

    22 / چراغعلی ریگی برادر زندانی براتعلی ریگی

    23 / مرادمحمد آق آتابای برادر زندانی حمیدمحمد آق آتابای

    24 / محمد آق آتابای برادر زندانی حمیدمحمد آق آتابای

    25 / حمیدرضا ریگی برادر زندانی براتعلی ریگی

    26 / محمدعلی ریگی برادر زندانی براتعلی ریگی

    27 / زلیخا ریگی خواهر زندانی براتعلی ریگی

    28 / محمدمهدی ناصری مقدم برادر زندانی هادی ناصری مقدم

    29 / محترم نجمی مادر زندانی هادی ناصری مقدم

    30 / مریم ناصری مقدم خواهر زندانی هادی ناصری مقدم

    31 / نفس ورشی برادر زندانی آشور ورشی

    32 / کریم خرمالی برادر زندانی بهرام خرمالی

    33 / عبدالرحیم عابدی خواهر زاده زندانی محمدخالد مسعودی

    34 / محمدعلی قزلسفلو برادر زندانی نورالله قزلسفلو

    35 / خانم بی بی هاجر واحدی مادر زندانی تایماز واحدی

    36 / حسین حاجیلی دوجی برادر زندانی امام وردی حاجیلی دوجی

    37 / حاج مهدی محمدی زاده پدر زندانی فرشته محمدی زاده

    38 / ناصر رحیم اربابی برادر زندانی احمد رحیم اربابی

    39 / خانم معصومه حیدری خواهر زندانی مسعود حیدری

    40 / علیرضا نرگسی برادر زندانی خانم لیلا نرگسی

    خانواده های استان گلستانی آسیب دیده از سران سازمان مجاهدین

  • تروریسم، از دیروز تا امروز

    ایران فانوس یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۶

    ترورهای روز چهارشنبه ۱۷ خردادماه که در مجلس شورای اسلامی و مقبره آیت الله خمینی، اتفاق افتاد مسایل زیادی را از هر حیث رو کرد که یکی از آنها مهمتر و پر اهمیت تر است و آن فرق مابین کارکرد ترورهای دیروز و امروز، است.

    در این روز که تروریستها در تهران حمله کردند و خون ۱۷ تن از مردم بی گناه را بر زمین ریختند و بیش از ۴۲ تن از مردم زخمی شدند، هیچ فایده نظامی حتی سیاسی نصیب تروریستها نشد بلکه این نیروهای نظامی و امنیتی و مردم بودند که چشم و گوش شان از مسایل و اتفاقات پشت پرده بازتر شد و النهایه برنده ترورهای روز چهارشنبه تهران شدند.

    واکنشها و محکومیتها نسبت به ترورهای تهران، آنچنان گسترده و جهانی بودند که می توان در این رابطه فصل جدیدی از تروریسم در ایران و جهان، را مورد نقد و بررسی قرار داد اگرچه تاییدها نیز کم نبودند، اما تاییدها جملگی کسانی بودند که از نزدیک یا دور، دستی در آتش داشته و راهکار ترور و جنگ را هنوز قبول دارند. رییس جمهور آمریکا دونالد ترامپ، اسراییل، عربستان سعودی و مجاهدین خلق، کسانی بودند که در ارتباط با ترورهای تهران، قند در دل شان آب شد و باصطلاح از ذوق نالیدند و ظاهراً تکذیب شان از هر تایید و تشویقی تاییدتر بود. به هر حال هر کسی از ظن خود یار و یاور مردم یا دشمنان مردم است. اینجا نیز دوست و دشمنان مردم و ایران و حقوق بشر و دموکراسی، اگرچه مشخص بود اما مشخص تر شد.

    ایران کشوری است که قرنها مصیبت جنگ و ترور را تحمل کرد و تاوانش را پرداخت اما این بار ترورهای روز چهارشنبه ۱۷ خردادماه، چیزی را به عیان در جمع مردم ایران و جهان، ثابت کرد و آن مذموم بودن این گونه راه حلها نسبت به گذشته است. مردم ایران و جهان، هم اکنون نگاه و نگرش شان نسبت به جنگ و ترور با سالهای قبل فرق اساسی دارد.

    در گذشته ای نه چندان دور، ترور و خشونت یکی از راههای مبارزه و مقاومت بود که در بین بعضی از محافل و مجامع کم و بیش مشروعیت داشت و قابل بحث و فحص بود. اما امروز کمتر کسی است که بتواند از حربه ترور و خشونت به نفع خود و علیه دیگران، استفاده کند و بهایش را نپردازد. در گذشته، فضای داخلی چنان ناامید کننده بود و فضای جهانی آنچنان مغشوش و دو قطبی، مبارزه و مقاومت بدون این که همه راههای سیاسی و حقوق بشری را پیش پایش مسدود ببیند، جهت ابراز وجود و بقاء و عبور از راههای کوتاه مدت و جذب نیرو و بیداری مردم، آسانترین راه یعنی خشونت را انتخاب می کرد. در نیم قرن قبل در داخل ایران گروههای چریکی مختلفی خلق شدند که مهترین آنها گروههای چریکی چپ و مجاهدین مارکسیست بودند که اتفاقاً هر دو طی دهه چهل پا به عرصه سیاسی و تروریستی گذاشته و در رقابت هم وارد میدان خشونت شدند منتها با بروز انقلاب در سال ۱۳۵۷ هر دو گروه دریافتند که خشونت راهکار پر هزینه ای است و هرچه بوده، مربوط به دوران خودش بود و نمی توان راه حل خشونت را که با اقبال عمومی مواجه نبوده را به هر کجا و هر زمان تسری داد. متاسفانه گروه دوم مجاهدین خلق، در ارتباط با خشونت و خشونت کور تا آنجا پیش رفتند که خشونت بدل به آرمان و جانمایه دستگاه شان شد و بدون خشونت قادر به ادامه بقاء نزد محافل قدرت نیستند. لذا آزموده را همچنان می آزمایند، چون بدون خشونت و جنگ، قادر به خروج از بن بست نیستند و مفری نخواهند یافت و در این رابطه همه ی توش و توان و تجربه و سرمایه شان، از خشونت است و بدون این، حرف تازه ای برای گفتن ندارند. بنابراین، مرغ شان همچنان و در همه میادین یک پا دارد، در اپوزسیون یا در قدرت، دیروز و یا امروز و فردا، خشونت یگانه سوخت دستگاه خشونت پرداز آنان است و دیگر هیچ.

    سود و زیان ترورهای چهارشنبه ۱۷ خردادماه تهران، آن هم پس از انتخابات ریاست جمهوری ۲۹ اردیبهشت ماه در ایران، کاملاً مشهود است. داعش و داعشیان، همچنان در مظان اتهام و انزجار و محکومیت جهانی، متقابلاً نیروهای امنیتی این حق را برای خود قائلند تا همه گزینه ها را روی میز جهت سرکوب داعش قرار دهند و این یعنی اقدام و عملکرد داعش در عمل بر علیه خود و اربابانش، تمام شد.

    شاید هنوز هم داعش و داعشیان ندانند، سالها بود که راهکار غیر خشونت آمیز در جامعه کار می کرد و حتی علیه داعش و داعشیان، از جنبه های مختلف سیاسی و فرهنگی، چون موریانه عصای پوسیده متشکل از جهل و تباهی و بر جای مانده از اعصار بربریت، را خورده بود که با اولین تلنگر چون ترورهای روز چهارشنبه ۱۷ خردادماه در تهران، خشونت و ترور با موجی از محکومیت و انزجار عمومی مواجه شد که در گذشته اساساً چنین چیزی نبود. چند دهه قبل، در همین تهران ترورها و انفجارات بسیار بزرگتری اتفاق می افتاد که مانند امروز محکومیت و منفوریت جهانی را به دنبال نداشت. فضای جهانی به گونه ای بود که هم ارگانهای تروریستی و هم اربابان شان مسئولیت اقدامات تروریستی خود را به عهده می گرفتند و به آن مباهات می ورزیدند اما امروز هر کسی هر عمل ضد بشری که مرتکب می شود آن را به گردن داعش می اندازد، داعشی که اصل و نسب ندارد و می تواند نقش طفره رفتن از مسئولیت سازمانها و دولتهای تروریستی را بازی کند.

    در گذشته، خشونت و ترور آن قدر اهمیت و کارایی داشت که گروه تروریستی مجاهدین خلق، ضمن ترور شهروندان غیر ایرانی منجمله آمریکایی ها، به این تحلیل و مشی چریکی رسیده بودند که اگر آنان بتوانند در تهران هر روز یک ترور موفق داشته باشند، به پیروزی دست خواهند یافت. بازتاب جهانی و داخلی ترورهای چهارشنبه ۱۷ خردادماه تهران، ثابت کرد کسانی که هنوز فکر خشونت و جنگ، به عنوان راه حل در سر داشته باشند، بدون شک با انزجار و منفوریت داخلی و جهانی، روبرو خواهند شد و قبل از هر دستاوردی خود به شکست نزدیکتر خواهند شد.

    کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس

     وقایع ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ و محتوای واقعی تشکیلات مجاهدین خلق

    انجمن آریا یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۶

    پلیس ضد تروریست فرانسه روز سه شنبه ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ به دفاتر سازمان مجاهدین خلق و ساختمان های مسکونی آنان که متهم به تروریسم بودند حمله برد.

    آنها ضمن دستگیری مریم رجوی و ١۶۵ نفر از کادرهای برجسته مجاهدین، ۱٫۳ میلیون دلار پول نقد از صندوقی در اطاق خواب مریم رجوی مصادره کردند. روایت های بعدی میزان پول نقد مصادره شده از صندوق شخصی مریم رجوی را تا هشت میلیون دلار تخمین می زنند.

    همچنین کامپیوترها، اسناد کتبی و سایر وسایل الکترونیکی جاسوسی مربوط به این گروه ضبط گردیده و به مکانی نامعلوم منتقل گردید.

    در همین رابطه بلافاصله وزارت کشور فرانسه به نقل از قاضی ضد تروریسم، ژان لویی بروگیر، در بیانیه ای گفت: “حمله پلیس، به دلیل ارتباطات جنایی، برای تدارک عملیات تروریستی و تامین هزینه فعالیت های تروریستی (توسط سازمان مجاهدین خلق) صورت گرفته است. دفاتر این سازمان در پاریس، پایگاه های عملیاتی، تشکیلاتی و لجستیک برای جمع آوری پول های مشکوک است.”

    پول شویی و طراحی عملیاتی برای حذف فیزیکی اعضای جداشده مجاهدین در اروپا از جمله اتهاماتی سنگینی بود که کلیت مجاهدین را نشانه رفته بود. روزنامه فرانسوی زبان فیگارو در همان ایام نوشت که مجاهدین خلق طرح حذف فیزیکی بیش از ۲۵ عضو جداشده از مجاهدین را در دستور کار قرار داده بودند. این روزنامه در ادامه افزوده بود اسنادی بدست آمده است که نشان می دهد مجاهدین خلق در تدارک حملات تروریستی به ۱۳ سفارت ایران در کشورهای اروپایی بودند.

    در همان تاریخ روزنامه نیویورک تایمز انگیزه دولت فرانسه از دستگیری مریم رجوی و همراهانش را جلوگیری از انتقال کانون سیاسی ـ عملیاتی سازمان مجاهدین خلق از عراق به فرانسه عنوان کرد.

    پی‌یر دوبوسکه رییس وقت سازمان اطلاعاتی فرانسه، در خصوص دستگیری مریم رجوی گفت؛ سازمان‌های اطلاعاتی فرانسه از پاییز ۲۰۰۲ متوجه ورود شمار روزافزون مجاهدین خلق از عراق شده بودند. مجاهدین خلق یک کارخانه تولید رنگ را در شهر «سنت کوئن لامون» اجاره کرده بودند و ضمن راه‌‌اندازی یک استودیوی تلویزیونی و نصب بشقاب‌های ماهواره‌ای، در حال تبدیل کردن آن به یک مرکز ارتباطات بودند. این امر دال بر شروع ابعاد جدیدی از فعالیت‌های تخریبی این فرقه تروریستی بود.

    دومینیک دوویلیپن وزیر وقت امور خارجه فرانسه نیز گفته بود؛ گروه مجاهدین در خاک فرانسه عملیات تروریستی را طراحی می‌نموده است و کشورش به هیچ وجه نمی تواند میزبان تروریسم باشد. وی اقدام دستگاه قضایی فرانسه را موضوعی قضایی دانسته، نه سیاسی و گفت: سازمان مجاهدین، یک گروه تروریستی است که مسئولیت ده‌ها عملیات را در ایران پذیرفته است.

    ژان پی یر رافارن نخست وزیر فرانسه در گفت و گویی با روزنامه لوموند، عملیات پلیس این کشور علیه مجاهدین خلق را اقدامی در جهت منافع ملی اعلام کرده و گفته بود؛ حمله به اماکن سازمان تروریستی مجاهدین خلق به دلیل بروز دوره‌ای پرتشنج میان حلقه های تروریستی جهان صورت گرفته است. او ادامه داد بود که بازداشت اعضای این سازمان به فرانسه اجازه می‌دهد مانع ورود و استقرار تروریست ها در خاک فرانسه شویم.

    آقای رافارن گفته بود اتحادیه اروپا سازمان مجاهدین خلق را گروهی تروریستی می‌داند و این سازمان مسئولیت بیش از یکصد و پنجاه مورد حمله را در خاک ایران پذیرفته است.

    بنابه گفته نخست وزیر فرانسه، قاضی دادگاه ضد تروریسم این کشور برای نابود کردن نقطه ثقل این سازمان به پلیس دستور حمله به مقرهای آن را داده است. منابع رسمی دولت فرانسه همچنین اظهارنظر برخی منابع خبری درباره درخواست ایران از این کشور، مبنی بر بازداشت مجاهدین خلق را، رد کردند.

    برخلاف مجاهدین خلق که برای دستگیری مریم رجوی در روز ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ داستان پلیسی ساخته و حکومت ایران را دخیل می دانست، تا آنموقع تصور می‌شد مریم رجوی کنار دیگر اعضای مجاهدین خلق و در پادگان اشرف مستقر است. اما بعد از عملیات نیروهای فرانسوی علیه پایگاه‌های مجاهدین در پاریس و…، خبرگزاری‌ها اعلام نمودند که مریم رجوی در شمار کسانی است که در پاریس دستگیر شده است.

    مجاهدین بلافاصله دست بکار شدند. آنها ضمن بسیج اعضا و هواداران خود در فرانسه و اروپا برای خودسوزی، در نظر داشتند پادگان اشرف را با ساکنانش به آتش بکشند.

    بر اساس یک دستور تشکیلاتی که از طرف مسعود رجوی و ستاد ارتش آزادیبخش صادر شده بود، خواسته شده بود اعضای سازمان مجاهدین خود را در فرانسه و اروپا به آتش بکشند. هدف سازمان از این اقدام تحت فشار گذاشتن فرانسه و ناگزیر کردن به آزادی افراد دستگیر شده و مشخصا مریم رجوی بود.

    محمد وکیلی فر با نام تشکیلاتی نادر ثانی که از آلمان به فرانسه آمد و در بیرحکیم خود را به آتش کشید.

    در پی این اقدام سازمان یافته تشکیلاتی در فرانسه، سوییس، ایتالیا و کانادا، دهها تن از اعضای مجاهدین خلق در مقابل چشمان بهت زده شهروندان اقدام به خودسوزی نمودند.

    مجاهدین خلق حتی مقدمات این خودسوزی‌ها از قبیل تصویربرداری و ضبط وقایع را از پیش فراهم کرده بودند. روزنامه لو پاریسین در این رابطه نوشته بود، مجاهدین خلق قبل از نمایش چندش آور خودسوزی، با خبرنگاران تماس گرفته و آنها را به محل خودسوزی دعوت کرده بودند.

    این مسئله محدود به کشورهای اروپایی نبود. در پادگان اشرف نیز صفی طولانی برای خودسوزی ها در انتظار بود. از شب ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ کلیه نفرات مستقر در پادگان اشرف و فرماندهانشان در اصلی ترین خیابان قرارگاه گردهم آمده و منتظر علامتی بودند تا خودسوزی ها شروع شود. گالن های بنزین نیز از پیش فراهم شده بود. همه وحشت بزرگی در بین اعضا و کادرهای مجاهدین حکمفرما بود. بسیاری با اینکه ناراضی بودند اما به اجبار در این تجمع گرد هم آمده بودند. سئوال این بود که آیا مسعود رجوی کبریت را بر تمامیت تشکیلات خود خواهد کشید؟ چه زمانی؟ چند ساعت دیگر زنده ایم؟

    آن شب و روز بعد از همه جا مرگ می بارید. اما لابلای این وحشت سنگین جرقه هایی از روشنگری نیز پدیدار شد. همه می پرسیدند ما فکر می کردیم مریم رجوی ما را در شرایط جنگی تنها نخواهد گذاشت. اما گویا مادر ایدئولوژیک مجاهدین در روزهای قبل از سرنگونی صدام و در غیاب مسعود رجوی، با تعداد زیادی از کادرهای برجسته به صورت مخفیانه به فرانسه فرار کرده بودند تا بخش اروپایی سازمان مجاهدین را فعال نمایند.

    بالاخره پس از بیست و یک خودسوزی در فاصله ۱۷ تا ۲۱ ژوئن در فرانسه و سایر کشورها، مجاهدین خلق از قول وزارت کشور فرانسه گفتند که موضوع استرداد مریم رجوی به ایران در کار نیست، چرا که دولت ایران چنین درخواستی ارائه نکرده است. این خبر باعث شد که کبریت ها خاموش شده و گالن های بنزین به پمپ بنزین قرارگاه اشرف بازگردانده شوند.

    پرونده قضایی ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ پس از خارج ساختن هدف دار مجاهدین از لیست سیاه اروپا، در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ برابر با ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴ از طرف یک قاضی فرانسوی مختومه اعلام شد.

    اما این واقعه نشان داد که سازمان مجاهدین خلق و شورای زیر نظر مسعود و مریم رجوی، بر خلاف ادعای خود مبنی بر ترک اقدامات تروریستی، همچنان به دلیل ماهیت فرقه ای و تروریستی آن مستعد و در هر زمانی حاضر به تروریسم است. گردهم آیی تکراری و سالانه مجاهدین در پاریس که میلیون ها دلار هزینه در بر دارد، برای گرامیداشت عملیات های تروریستی داخل ایران در دهه شصت و چنین روزی است!

    جواد فیروزمند، آریا ایران

    نقش غرب و آمریکا در سرنگونی دولت مصدق و خفه خون گرفتن فرقه رجوی

    انجمن نجات مرکز مازندران دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶

    بعد از اعلام و بیرونی شدن سند تازه ای از طرف وزارت خارجه آمریکا در مورد ساقط کردن دولت دکتر مصدق سران فرقه تروریستی رجوی در این باره موضعگیری نکرده و فقط به درج خبری در این باره اکتفا نمودند .

    برای شناخت رجوی تروریست و دم زدن وی از مصدق کافی است به حرفهایی که زده اکتفا نموده تا دریابیم که چگونه در مقابل امپریالیسم زانو زده و به نوکری برای آنان مشغول بوده و افرادی مانند مصدق دیگر برایشان مهم نیستند .

    قسمتی از سخنرانی رجوی در 13 اسفند 57 بر سر مزار مصدق در احمد آباد :

    در مورد جمهوری اسلامی باید گفت که اکنون حکومت اسلامی خواست اکثریت قاطع مردم ایران است و لذا تصویب آن در شکل رفراندم پیشی بینی شده از طرف دولت از پیش محرز است . باید مبارزه با امپریالیسم تداوم داشته باشد و اگر قبول کنیم گره اصلی و بن بست اصلی امپریالیست ها هستند پس بنابراین اگر در این راه حرکت کنیم هیچ اختلافی بوجود نخواهد آمد .

    در ضمن در 12 اسفند سال 58 فرقه رجوی اطلاعیه ای در رابطه با سالگرد درگذشت مصدق صادر نمود که قسمتی از آن را در زیر مشاهده می کنیم :

    به خاطر آخرین پیام حیات بخشش به نسل جوان و مبارز ملت مبنی بر پی گیری .... درود می فرستیم و نام و یاد پر افتخارش را گرامی می داریم و اینک ما با تاکید بر خطوط ضد امپریالیستی امام خمینی امیدواریم که این بار کلیه موانع پیروزی نهایی انقلابمان از پیش پا برداشته شده و دیگر هیچ سد و مانعی در این مسیر نباشد تنها به این صورت می توان راه پر افتخار ضد استعماری را که مصدق آغاز کرد و امام خمینی با واژگون نمودن سلطنت دست نشانده آن را به اوج رسانید به ثمر نهایی نشاند .

    طی سالهای گذشته برای چندمین بار است که وزارت خارجه آمریکا به افشای توطئه های سرنگونی مصدق اشاره می کند ولی چرا رجوی تروریست که این همه از مصدق تعریف می کرده حرفی به میان نمی آورد ؟ مگر نوشتن چند خط در مورد دست داشتن آمریکا و انگلیس در سرنگونی دولت مصدق اینقدر سخت است؟ شاید برای این موضعگیری نمی کنید که دوستان شما در غرب خوش شان نمی آید ؟ فرقه ای که خودش را محق می داند در مورد هر چیزی موضعگیری کند چرا سکوت نموده است ؟

    برای فرقه ای که تا فرق سر در منجلاب خیانت و جاسوسی علیه وطن فرو رفته در این مقطع به نفعش نیست که در مورد کودتای غرب علیه مصدق حرف بزند . این هم یکی دیگر از نشانه های دگر دیسی از شعار به ظاهر ضد امپریالیستی رجوی است که هر روز بیشتر در منجلاب خیانت فرو می رود .

    اکنون در ذهن پوسیده مریم قجر داعشی این اندیشه شکل گرفته است که مصدق را بی خیال به سناتورهای جنگ طلب غربی بچسب ، از مصدق که آبی برای ما گرم نشد شاید از دولت جنگ طلب و سناتورهای بازنشسته آمریکایی چیزی به ما برسد ، هر چقدر مصدق ، مصدق طی این سالیان گفتیم خبری نشد حداقل اکنون با اربابان جدید و فاسد عربی به دلارهای باد آورده رسیدیم .

  • وقایع 30 خرداد سال 60 و خباثت سران فرقه رجوی

    انجمن نجات مرکز گلستان دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶

    سرکرده سازمان ضد انسانی مجاهدین از همان زمانی که عناصر اصلی سازمان تازه تاسیس خود را به ساواک فروخت و باعث بهم ریختگی اوضاع فرقه شده و توانست بعد از یک دروغ بزرگ سرکردگی سازمان تروریستی مجاهدین را بدست بگیرد ، تصمیم به دشمنی تمام عیار با انقلاب نوپای کشورمان را گرفت و برای این منظور ابتدا خواست از طریق بدست گرفتن ریاست کشور به مقاصد پلید خود برسد که با درایت رهبر انقلاب این حیله آنها به بن بست بدی خورد و حتی مسعود رجوی خائن از شرکت در کاندیداتوری ریاست جمهوری کنار گذاشته شد و همین نیز بهانه ایی بود برای ضربه زدن به پیکره انقلاب در دهه 60 که از آن طرف نیز صدام ملعون با همکاری حامیان جنگ طلبش به کشورمان حمله ور شده بود و کشور در مقابل چند کشور تا دندان مسلح وارد جنگ شده بود .

    در بحبوحه جنگ و درست زمانی که بنی صدر اداره دولت را در دست داشت ، سرکرده فرقه تروریستی رجوی با خیال خام خود و با همکاری بنی صدر خائن خواست یک شبه حکومت را بدست بگیرد و بهمین خاطر با فکر اینکه نیروهای نظامی در مرزها مشغول مبارزه با دشمن متجاوز هستند ، با استفاده از تعدادی از عناصر و ملیشیاهایی که برای این روز پرورش داده بود به خیابانها ریختند و ابتدا در مراحل ابتدایی با راهپیمایی های کوچک شروع نموده بودند ، در 30 خرداد و دقیقا در روزی که مجلس برای تایید و یا رد صلاحیت بنی صدر در حال تصمیم گیری بود به خیابانها ریختند و طبق دستور سرکرده ضدمردمی سازمان مجاهدین این آشوبگران با هر آنچه که بدستشان رسیده بود به طرف مردم هجوم بردند که مسئولیت و هدایت تظاهرات به عهده بخش اجتماعی سازمان و زیر نظر محمد ضابطی بود و این تظاهرات به بصورت خودجوش بلکه بر اساس تصمیم رهبری سازمان ، به یک حرکت کور مسلحانه تبدیل گردید و این خائنین به مردم عادی کوچه و بازار حمله ور شدند که خوشبختانه مردم از تمام نقاط تهران به کمک کسانیکه مورد هجوم این یاغیان قرار گرفته بودند رفته و نیروهای نظامی با همکاری مردم توانستند تا اوایل شب آنها را متلاشی نمایند و این کودتای کور فرقه رجوی را به شکست بکشانند .

    بنی صدر که در آن زمان به دلیل ضعف تحلیل و بینش سیاسی و نیز مغلوبیت روانی در برابر سازمان – به امید کسب موقعیت سیاسی جدید ، پس از تغییر حاکمیت – این حرکت را همراهی کرد که اوج خیانت این پیر خرفت به ملتی بود که توانسته بودند با خون عزیزانشان انقلاب را پیروز نمایند و حضور مردم در 30 خرداد در خیابانها برای مقابله با عناصر پلید و خود فروخته سازمان ضدمردمی مجاهدین مشت محکمی بر دهان حامیان تروریستی آنها بود.

    البته آشوب عناصر فرقه رجوی تنها در تهران نبوده و در برخی شهرها مانند اصفهان و مشهد و تبریز و غیره بوده که همگی آنها در نطفه توسط همین مردم و مسئولین خفه شده و جواب دندان شکنی به آنها دادند که امروزه سران فرقه رجوی با گستاخی تمام این حوادث را لاپوشانی نموده و منکر هر نوع اعمال کثیف خودشان می شوند و ادعای پوچی در مورد این حوادث می نمایند که البته اسناد تمام این جنایتها موجود میباشد .

    سران فرقه رجوی از هر جنایتکاری جنایتکارتر و گستاختر میباشند و اکنون که کاملا به بن بست سیاسی و ایدئولوژیکی رسیده اند بر آن هستند تا از همین نفراتی که ذهن آنها از فشارهای روانی وارده توسط همین سران ضدبشری رجویسم پوکیده نهایت سوءاستفاده را نموده و از آنها برای مطامع خودشان استفاده کنند و تا آخرین قطره خونشان را در شیشه جمع می کنند ، به آنها اجازه آزادی نمیدهند وتمام عناصرشان را همچنان در حصار ذهنی خود نگه داشته اند که البته در این بین نباید از چشم پوشی جامعه جهانی در برابر این جنایتها و اعمال ضد انسانی سران فرقه رجوی در حق عناصرش را نادیده بگیریم که تمام ارگانهای مرتبط با این قضیه نیز سکوت مطلق نموده اند و چون حامی تروریستی آنها میباشند به راحتی از این جریان ضدبشری گذر میکنند .

    انجمن نجات استان گلستان

    نقش غرب و آمریکا در سرنگونی دولت مصدق و خفه خون گرفتن فرقه رجوی

    انجمن نجات مرکز مازندران دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶

    بعد از اعلام و بیرونی شدن سند تازه ای از طرف وزارت خارجه آمریکا در مورد ساقط کردن دولت دکتر مصدق سران فرقه تروریستی رجوی در این باره موضعگیری نکرده و فقط به درج خبری در این باره اکتفا نمودند .

    برای شناخت رجوی تروریست و دم زدن وی از مصدق کافی است به حرفهایی که زده اکتفا نموده تا دریابیم که چگونه در مقابل امپریالیسم زانو زده و به نوکری برای آنان مشغول بوده و افرادی مانند مصدق دیگر برایشان مهم نیستند .

    قسمتی از سخنرانی رجوی در 13 اسفند 57 بر سر مزار مصدق در احمد آباد :

    در مورد جمهوری اسلامی باید گفت که اکنون حکومت اسلامی خواست اکثریت قاطع مردم ایران است و لذا تصویب آن در شکل رفراندم پیشی بینی شده از طرف دولت از پیش محرز است . باید مبارزه با امپریالیسم تداوم داشته باشد و اگر قبول کنیم گره اصلی و بن بست اصلی امپریالیست ها هستند پس بنابراین اگر در این راه حرکت کنیم هیچ اختلافی بوجود نخواهد آمد .

    در ضمن در 12 اسفند سال 58 فرقه رجوی اطلاعیه ای در رابطه با سالگرد درگذشت مصدق صادر نمود که قسمتی از آن را در زیر مشاهده می کنیم :

    به خاطر آخرین پیام حیات بخشش به نسل جوان و مبارز ملت مبنی بر پی گیری .... درود می فرستیم و نام و یاد پر افتخارش را گرامی می داریم و اینک ما با تاکید بر خطوط ضد امپریالیستی امام خمینی امیدواریم که این بار کلیه موانع پیروزی نهایی انقلابمان از پیش پا برداشته شده و دیگر هیچ سد و مانعی در این مسیر نباشد تنها به این صورت می توان راه پر افتخار ضد استعماری را که مصدق آغاز کرد و امام خمینی با واژگون نمودن سلطنت دست نشانده آن را به اوج رسانید به ثمر نهایی نشاند .

    طی سالهای گذشته برای چندمین بار است که وزارت خارجه آمریکا به افشای توطئه های سرنگونی مصدق اشاره می کند ولی چرا رجوی تروریست که این همه از مصدق تعریف می کرده حرفی به میان نمی آورد ؟ مگر نوشتن چند خط در مورد دست داشتن آمریکا و انگلیس در سرنگونی دولت مصدق اینقدر سخت است؟ شاید برای این موضعگیری نمی کنید که دوستان شما در غرب خوش شان نمی آید ؟ فرقه ای که خودش را محق می داند در مورد هر چیزی موضعگیری کند چرا سکوت نموده است ؟

    برای فرقه ای که تا فرق سر در منجلاب خیانت و جاسوسی علیه وطن فرو رفته در این مقطع به نفعش نیست که در مورد کودتای غرب علیه مصدق حرف بزند . این هم یکی دیگر از نشانه های دگر دیسی از شعار به ظاهر ضد امپریالیستی رجوی است که هر روز بیشتر در منجلاب خیانت فرو می رود .

    اکنون در ذهن پوسیده مریم قجر داعشی این اندیشه شکل گرفته است که مصدق را بی خیال به سناتورهای جنگ طلب غربی بچسب ، از مصدق که آبی برای ما گرم نشد شاید از دولت جنگ طلب و سناتورهای بازنشسته آمریکایی چیزی به ما برسد ، هر چقدر مصدق ، مصدق طی این سالیان گفتیم خبری نشد حداقل اکنون با اربابان جدید و فاسد عربی به دلارهای باد آورده رسیدیم .

    می توان گفت که تمام سالهای گذشته که رجوی کلمه مصدق را نشخوار می کرد فریبی بیش نبود و از اساس وی را قبول نداشت و اکنون با عدم موضعگیری در مورد افشای سندهای توطئه غرب علیه دولت مصدق به خوبی نشان دادند که از ابتدا انتقاد از امپریالیسم و شعار دشمنی با وی سرکاری بوده چرا که رجوی خود یکی از عاملین خط امپریالیسم در ایران بوده است .

    انجمن نجات – مرکز استان مازندران

    هادی شبانی خرداد 96

    وقایع 30 خرداد سال 60 و خباثت سران فرقه رجوی

    انجمن نجات مرکز گلستان دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶

    سرکرده سازمان ضد انسانی مجاهدین از همان زمانی که عناصر اصلی سازمان تازه تاسیس خود را به ساواک فروخت و باعث بهم ریختگی اوضاع فرقه شده و توانست بعد از یک دروغ بزرگ سرکردگی سازمان تروریستی مجاهدین را بدست بگیرد ، تصمیم به دشمنی تمام عیار با انقلاب نوپای کشورمان را گرفت و برای این منظور ابتدا خواست از طریق بدست گرفتن ریاست کشور به مقاصد پلید خود برسد که با درایت رهبر انقلاب این حیله آنها به بن بست بدی خورد و حتی مسعود رجوی خائن از شرکت در کاندیداتوری ریاست جمهوری کنار گذاشته شد و همین نیز بهانه ایی بود برای ضربه زدن به پیکره انقلاب در دهه 60 که از آن طرف نیز صدام ملعون با همکاری حامیان جنگ طلبش به کشورمان حمله ور شده بود و کشور در مقابل چند کشور تا دندان مسلح وارد جنگ شده بود .

    در بحبوحه جنگ و درست زمانی که بنی صدر اداره دولت را در دست داشت ، سرکرده فرقه تروریستی رجوی با خیال خام خود و با همکاری بنی صدر خائن خواست یک شبه حکومت را بدست بگیرد و بهمین خاطر با فکر اینکه نیروهای نظامی در مرزها مشغول مبارزه با دشمن متجاوز هستند ، با استفاده از تعدادی از عناصر و ملیشیاهایی که برای این روز پرورش داده بود به خیابانها ریختند و ابتدا در مراحل ابتدایی با راهپیمایی های کوچک شروع نموده بودند ، در 30 خرداد و دقیقا در روزی که مجلس برای تایید و یا رد صلاحیت بنی صدر در حال تصمیم گیری بود به خیابانها ریختند و طبق دستور سرکرده ضدمردمی سازمان مجاهدین این آشوبگران با هر آنچه که بدستشان رسیده بود به طرف مردم هجوم بردند که مسئولیت و هدایت تظاهرات به عهده بخش اجتماعی سازمان و زیر نظر محمد ضابطی بود و این تظاهرات به بصورت خودجوش بلکه بر اساس تصمیم رهبری سازمان ، به یک حرکت کور مسلحانه تبدیل گردید و این خائنین به مردم عادی کوچه و بازار حمله ور شدند که خوشبختانه مردم از تمام نقاط تهران به کمک کسانیکه مورد هجوم این یاغیان قرار گرفته بودند رفته و نیروهای نظامی با همکاری مردم توانستند تا اوایل شب آنها را متلاشی نمایند و این کودتای کور فرقه رجوی را به شکست بکشانند .

    بنی صدر که در آن زمان به دلیل ضعف تحلیل و بینش سیاسی و نیز مغلوبیت روانی در برابر سازمان – به امید کسب موقعیت سیاسی جدید ، پس از تغییر حاکمیت – این حرکت را همراهی کرد که اوج خیانت این پیر خرفت به ملتی بود که توانسته بودند با خون عزیزانشان انقلاب را پیروز نمایند و حضور مردم در 30 خرداد در خیابانها برای مقابله با عناصر پلید و خود فروخته سازمان ضدمردمی مجاهدین مشت محکمی بر دهان حامیان تروریستی آنها بود.

    البته آشوب عناصر فرقه رجوی تنها در تهران نبوده و در برخی شهرها مانند اصفهان و مشهد و تبریز و غیره بوده که همگی آنها در نطفه توسط همین مردم و مسئولین خفه شده و جواب دندان شکنی به آنها دادند که امروزه سران فرقه رجوی با گستاخی تمام این حوادث را لاپوشانی نموده و منکر هر نوع اعمال کثیف خودشان می شوند و ادعای پوچی در مورد این حوادث می نمایند که البته اسناد تمام این جنایتها موجود میباشد .

    سران فرقه رجوی از هر جنایتکاری جنایتکارتر و گستاختر میباشند و اکنون که کاملا به بن بست سیاسی و ایدئولوژیکی رسیده اند بر آن هستند تا از همین نفراتی که ذهن آنها از فشارهای روانی وارده توسط همین سران ضدبشری رجویسم پوکیده نهایت سوءاستفاده را نموده و از آنها برای مطامع خودشان استفاده کنند و تا آخرین قطره خونشان را در شیشه جمع می کنند ، به آنها اجازه آزادی نمیدهند وتمام عناصرشان را همچنان در حصار ذهنی خود نگه داشته اند که البته در این بین نباید از چشم پوشی جامعه جهانی در برابر این جنایتها و اعمال ضد انسانی سران فرقه رجوی در حق عناصرش را نادیده بگیریم که تمام ارگانهای مرتبط با این قضیه نیز سکوت مطلق نموده اند و چون حامی تروریستی آنها میباشند به راحتی از این جریان ضدبشری گذر میکنند .

    انجمن نجات استان گلستان

    می توان گفت که تمام سالهای گذشته که رجوی کلمه مصدق را نشخوار می کرد فریبی بیش نبود و از اساس وی را قبول نداشت و اکنون با عدم موضعگیری در مورد افشای سندهای توطئه غرب علیه دولت مصدق به خوبی نشان دادند که از ابتدا انتقاد از امپریالیسم و شعار دشمنی با وی سرکاری بوده چرا که رجوی خود یکی از عاملین خط امپریالیسم در ایران بوده است .

    انجمن نجات – مرکز استان مازندران

    هادی شبانی خرداد 96



    تحلیل روند یکسال اخیر و نقش آن بر تسریع فروپاشی فرقه رجوی - قسمت اول

    انجمن نجات مرکز خوزستان دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶

    قسمت اول گزارش جمع بندی اعضای جدا شده خوزستانی در رابطه با تحلیل روند یکسال اخیر و نقش آن بر تسریع فروپاشی فرقه رجوی

    منت خدای را که در آستانه شبهای قدر شهادت مولای متقیان امام علی علیه السلام یکبار دیگر بعد از سالیان اسارت در فرقه جهنمی رجوی توانستیم بدور هم جمع شویم . بالاخره تلاش های خودمان وهمت و اراده خانواده هایمان نتیجه داد و ما از آن تشکیلات جهنمی رها شدیم و طعم شیرین آزادی و لذت درکنارخانواده بودن را چشیدیم ولی این برای ما کافی نبود زیرا هنوز تعداد زیادی از دوستان ما دراسارت فرقه هستند واز لذت آزاد زندگی کردن ودرکنارخانواده بودن محروم .احساس مسئولیت انسانی ، عواطف وحس زندگی مشترک و انبوه خاطرات مانع از این میشود که ما درقبال سرنوشت آنها بی تفاوت باشیم و فقط بفکرمنافع خودمان باشیم لذا مسیرانجمن نجات را برگزیدیم

    ..

    اجازه میخواهیم با مروری گذرا و تیتروار و خیلی خلاصه تحولات یکسال اخیر را جمع بندی نماییم.

    الف ) 20 شهریور۹۵ آخرین گروه از اعضای فرقه مجاهدین از عراق وکمپ لیبرتی به کشور آلبانی منتقل گردید و دولت عراق و آمریکا اعلام کردند که دیگر هیچ عضوی از مجاهدین درعراق نمانده و کمپ لیبرتی هم بسته شد.

    این درحقیقت نه یک انتقال معمولی بلکه یک عقب نشینی مفتضحانه برای سازمان بود. چرا که همه شما آن همه شعر وشعار که اشرف حفظ شرف، کوه اگربجنبد اشرف زجا نجنبد ، یا پادگان اشرف دژ تسخیرناپذیر وخاک عراق معبرعبوربرای سرنگونی را شنیده بودید.هیچ کس به ذهنش خطورنمی کرد روزی سازمان از خاک عراق عقب نشینی کند زیرا سالیان رجوی درذهنمان القا کرده که عراق ظرف ارتش آزادیبخش و کانون سرنگونی است.

    انتقال نیروها به آلبانی که با وساطت وهماهنگی آمریکا با دولت آلبانی که به لحاظ سیاسی کاملا وابسته به دولت آمریکا وکشوری فقیر وکوچک است این فرصت را برای رهبران فرقه فراهم ساخت که با لابی گری با بخش هایی از هیئت حاکمه و از آن طریق با کمیساریا همچنان سرنوشت وکنترل نیروها را بدست داشته باشد دولت آمریکا درجریان نشست هماهنگی با دولت آلبانی به آنها توصیه کرده که مسئولیت حل وفصل کارهای اداری وقانونی ومستمری حقوق ماهیانه اعضا کماکان دراختیار فرقه باشد وسران فرقه هم بیشترین سوء استفاده را برای هرچه بیشترتحت کنترل گرفتن نیروها از این وضعیت کردند . ولی با توجه به اینکه شرایط آلبانی باعراق کیفا فرق میکرد و فرقه نمی توانست همان فضای بسته وقرنطینه ای اشرف ولیبرتی را درآنجا اعمال نماید بسیاری از اعضا تحت تاثیرشرایط جدید از سازمان جدا شدند. بطوریکه تعداد آنها به بیش از ۱۰۰ نفررسید.

    سران سازمان ابتدا با جدایی افراد موافقت میکردند مشروط براینکه

    ۱ . برعلیه سازمان دست به افشاگری نزنند.

    ۲ . با ایران تماس نداشته باشند.

    ولی بعد از برقراری اولین تماس های تلفنی اعضای جدا شده با خانواده ها وانتقال این خبربه دیگرنیروها که هنوز درتشکیلات بودند منجربه مسئله داری و ریزش بیشتر نیروها شد سازمان با بهانه اینکه نفرات جدا شده دراستخدام وزارت اطلاعات درآمده اند فشار را براعضای درون تشکیلات بیشتر کرد.

    1 : تردد و رفت و آمد یکنفره به شهرممنوع گردید ورفت وآمد درشکل سه وتا چهارنفره و در روزهای مشخصی انجام میشد.

    2 : هرگونه برخورد ودیداربا اعضای جدا شده به بهانه مزدوری آنها برای ایران و وزارت اطلاعات ممنوع ومرز سرخ اعلام شد.

    3 : از نفراتی که بقول خودشان حلقه ضعیف بوده واحتمال جدایی شان وجود داشت فیلم ودست نوشته می گرفتند که درآن ضمن اعلام بریدگی مواضع سازمان را تایید ودرمخالفت با رژیم ایران موضع میگرفتند تا بدینوسیله آنها را بسوزانند ودیگر زمینه بازگشت به ایران برایشان بوجود نیاید.

       رجوی تعهد ویلپنت 3و4 و...را هم از اسیران درآلبانی گرفت

    انجمن نجات مرکز کرمانشاه دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶

    براساس خبرهای نشت شده ازکانال تلفن و تماس یکی از عناصر کادر فرقه در کمپ آلبانی با اقوام وخویشاوندان و خانواده اش رجوی تعهد ویلپنت های آینده را هم گرفته وبه اسیران قول داده که چند ویلپنت دیگر بیشتر تا سرنگونی رژیم نمانده است .

    درحقیقت رجوی ازسال 60 وخردادی که مردم را به خاک وخون کشید تا سرفصل خلع سلاح توسط ارتش امریکا در سال 82 هرشش ماه یک بار تعهد سرنگونی را می داد وقول می داد که این یکی دیگر آخریش است وقول صد روی صد می داد .

    اما عاقبت رزمندگان خلع سلاح شده به جای عملیات سرنگونی از طرف دیگر وبا سرافکندگی ازگیت های چک وبازرسی عراق به هزاران کیلومتر آنطرف تر یعنی تیرانای آلبانی پرتاب شدند .

    اینک مریم قجر داعشی دارد تجربه بی سرانجام سه دهه مسعود همسرش را امتحان می کند واو یعنی مریم با بخشیدن و هزینه دلارهای عربستان و کمک های مالی امپریالیزم سابق قصد دارد سقف جدیدی را بزند ومیانبر جدیدی بنام بسیج امریکالیزم –تهجر عربی وضدیت صهیونیزم را علیه ملت ایران سرجمع واز آن سرنگونی رنگین کمانی خلق کند .

    اکنون بدون شک اولین کسی که این تلاش های مذبوحانه مریم داعشی را هجو می کند وبه ریش او می خنددخود روح گوربه گورشده مسعود است چون او در ته روحش می گوید ما که صدها تانک و توپ ونفربر عملیاتی بعلاوه صدها قبضه خمپاره و کاتیوشا وهوانیروز واز همه بالاترحمایت تمام عیارصدام را داشتم هیچ غلطی نکردم حال تو زنک داعشی از راه دور با چند سناتور زنگ زده وعده ای گرسنه خیابانی که صرفأ چند دقیقه در عملیات سرنگونی ات حضور دارند می خواهی چه غلطی بکنی ؟

    درحقیقت رجوی یک حرف منطقی در خصوص محقق نشدن سرنگونی به مریدانش گفت وآن این بود که خشت اول را کج نهادیم واگر هزارباردیگر مانوروتمرین سرنگونی وحمله نظامی بکنید به سرانجام نمی رسیم .

    اومدام حسرت این را داشت که وقتی او آماده آماده است صدام اجازه حرکت نمی داد ووقتی او وارفته و غیر عملیاتی بود صدام فرمان حمله به ایران را می داد وطبق تحلیل خود رجوی صدام هم با او بازی موش وگربه می کرد.

    این نتیجه همان خشت کج روز اول و تقابل غیر منطقی با ملت ایران بود که درسال 60 سی ام خرداد توسط رجوی گذاشته شد .

    • اموال مسروقه درخانه ی او پیدا میشد از شانس بدی که د اشت!

      انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶

      آورده اند که دزدی در شهری زندگی میکرد وهرگاه سرقتی درشهر میافتاد، مامورین دولتی اغلب به سراغ او می رفتند!

      این فرد خودش میگفته که من آدم بد شانسی هستم . چرا که هروقت دزدی میشود ، مامورین به سراغ من میآیند واتفاقا مال مسروقه را ازخانه ی من پیدا میکنند!!

      جریان فرقه ی رجوی، اربابان وهمکاران مستقیم وغیر مستقیم اوبطور عجیبی حال واحوال این قهرمان داستان ما را دارند و مردم عادت کرده اند که درپس هرحادثه ی زشتی ، دست یک یا گروهی از آنان را ببینند!!

      آقای حسین پهلوان یکی ازعمله های رجوی است که ضمن اینکه در سایر عرصه ها فعال شده ، کوشیده است که در رد اتهامی که بیشتر از باند رجوی ، متوجه دوستان واربابان اوست ، دست بقلم ببرد.

      او در رسانه های مجازی رجوی می نویسد :

      " نمی فهمم چرا هروقت کار رژِیم به بن بست میخورد سر و کله القاعده و داعش پیدا و عملیاتی نظامی شروع وسپس دود و دمی برپا میشود و دستگاه منبر و محراب... رژیم بی وقفه و بدون تحقیق " آمریکا و منافقین و انگلیس و اسرائیل و تازگیها عربستان..." را هدف میگیرد . رئیس مجلس و سپاه و رئیس جمهور ولایت را به صحنه میآورد و بدنبال آن چندتا آدرس "خط قرمز" میدهند تا اطلاع ثانوی وعملیات بعدی آب از آسیاب میافتد و رژیم به اهداف مرحله ای خود میرسد ".

      مشکل بزرگ باند رجوی دراین است که به لحاظ بی اطلاعی از تاریخ و علم اقتصاد سیاسی ، " بن بست " را نمی شناسند و هر مانع طبیعی و مصنوعا بوجود آمده ازطرف سلطه گران بر علیه کشورهایی مانند ما را " بن بست " معرفی میکنند!

      اما زمان اعلام این "بن بست" هم بدرستی انتخاب نشده وبدنبال شرکت بی نظیر مردم درانتخابات ریاست جمهوری دور دوازدهم وشوراهای شهر وروستا ، بزرگترین بن بست ها هم شکسته میشود که این قلم بدست رجوی این پارامتر مهم را درک نکرده است!

      البته ما نظر منطقی خودمان دایر برعدم توانائی باند رجوی درشرکت مستقیم دراین عملیات را اعلام کرده وگفتیم که شما با توسل به ترفندهای مختلف سعی کردید نام فراموش شده ی خود را در این میان مطرح کنید و اربابانی که بدانها اشاره کردید، هرکدام بنوعی از این ترورها استقبال نمودند وکسی تهمت بیخودی دراین مورد به اینها نزده است!!

      حسین پهلوان با بی شرمی خاص فرقه ی رجوی مدعی شده که :

      " اما حمله " داعشی " این بار واقعا بموقع بداد ملا رسید. باید خاطر نشان کرد که پس ازشکست انتخابات نمایشی و شرکت میلیونی که نه بگو میلیاردی یأس سرتا پای اردوی سپاه جهل ولایت را فرا گرفته بود و نیاز به هوا کردن فیل جدیدی بود...".

      این حرف چنانکه گفتیم، ازپایه واساس نادرست است ونظام وقتی شکست میخورد که مردم درصحنه نباشند که نشان دادند که هستند و دهن کجی معنا داری برعلیه اهالی تحریم وسرنگونی نشان دادند!!

      حضور باشکوه مردم دراین انتخابات نشان داد که آنها علیرغم هرنارضایتی که از حکومت داشته باشند ، میلی به شورش و براندازی ندارند وهمچنان امید خود را به ادامه ی انقلاب بزرگ بهمن 1357و کاربرد راه های مسالمت جویانه برای پیشرفت وپیروزی قطعی آن حفظ کرده وبه دستورالعمل های باند رجوی وشرکا ودوستان دیگرش، تره ای خرد نمیکنند!

      همچنین :

      " گارگاه خبرسازی مزدوران خارجه نشین با صدها تویت بلافاصله میخواستند آنرا بر گردن " مجاهدین خلق ضعیف شده " بگذارند؛ زیرا رژیم شدیدا نیاز به یک مظلومیت " حمله تروریستی " در پایانه ختم خلافت داعش در عراق و سوریه داشت. ...".

      ما نظری برخلاف آ ن داشته وخود باند رجوی را پیشتاز اعلام این چنینی خبر دانسته وبموقع خود گفته بودیم که این باند بازنده، احتیاج شدیدی به مطرح شدن- ولو درشکل بدنامی- دارد!

      درمقابل، رژیم کم وکسری ازبابت ضربه خوردن ازتروریزم نداشته واحتیاجی به تجربه کردن هزاران باره ی آن نداشت!

      دیگر اینکه اگر خلافت داعش ( عشایر انقلابی سابق رجوی) درآستانه ی خاتمه یافتن است ، ایران بعنوان یکی از برهم زنندگان اصلی این خلافت ، چرا باید احتیاج به ترور درایران داشته باشد!

      بعبارت دیگر، ایران طرف پیروز این قضیه است وچرا باید ازترور استقبال کند؟؟!!

      تلاش برای فریبکاری و وارونه نمایی مضحک:

      " جنگ و کشتار در سطوح سربازان تشکل های مختلف " جهادی " با تعصبات دینی نشان از بی خبری آنان از توافق بزرگ در سطوح والیگری است و به همین دلیل قربانی کردن تروریستها توسط خامنه ای و البغدادی حسن نصرالله و بشار الاسد (والیان فعلی خلافت اسلامی ولی فقیه) در بغداد و یا موصل و دمشق و پاریس و بلژیک و یا لندن و منچستر یا استکهلم و امروز در تهران بخشی از تاکتیک ایجاد ترس و ارعاب است وقتی که "اسلام عزیز" در خطر است دیگر فرقی بین حزب الله و حشدالشعبی و داعش و یا حوثی و جهاد اسلامی و وزارت اطلاعات وجود ندارد ".

      بسیار خوب!

      شما جزئیات دقیق این توافق بزرگ در سطوح والیگری را روشن کنید که مردم اطلاعی ازاین موضوع ندارند!

      اما به ما واحتمالا عده ی کثیری ازمردم ایران که می رسد، صراحتا اعلام میداریم که با وجود اطلاعات واسناد غیر قابل انکار درمورد گروه های تروریستی القاعده، داعش و... ، نمیتوان شریک جرمی برای آنها که ازطرف آمریکا ، عمده کشورهای غرب ، پاکستان، عربستان ، ترکیه، قطر و... بوجود آمده وتجهیز و آماده شده اند، تراشید!

      جمهوری اسلامی ومتحدان اصلی اش، همواره دربرابر این جبهه ی متحد تروریزم دولتی وتکفیری قرار داشته و شما با تلاش بیشتر بجای عوض کردن جایگاه این با آن، وجهه ی خارجی خودتان را بیشتر خراب میکنید وآنرا بشکل وجهه ی کریه داخلی تان در میآورید!!

      سیروس غضنفری- عضو جدا شده ازباند رجوی

       


      ازدروغ بافیهای رجوی درخصوص زندان وزندانیان ایران

      انجمن نجات مرکز گیلان دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶

      سایت رسمی وسایرمنابع اطلاع رسانی کذایی رجوی ها مملو از هرزه درآیی ودروغ بافی های مضحک وخنده آوراست .

      اینبارهم سایت رسمی رجوی ازجانب شماری اززندانیان زندان گوهردشت کرج خطاب به عاصمه جهانگیرگزارشگرویژه به اصطلاح حقوق بشردرایران نشخوارکرده است

      " مدیریت زندان دست به اقدامات ضدانسانی برای بازرسی بدنی زندانیان و عزیزان‌شان طی ملاقاتهای هفتگی زده است. بازرسیهای ملاقاتهای کابینی هفته چنان توهین‌آمیز است که نمی‌توان آن را بازرسی معمولی تلقی کرد. هر هفته زندانیان و همسران‌شان و دختران‌شان از این رفتارهای به‌شدت توهین‌آمیز به خشم می‌آیند و نسبت به این بازرسیهای بدنی غیرعادی‌شان شکایت دارند."

      اول اینکه چنانچه اکاذیب مورد ادعا درخصوص بازرسی های سفت وسخت درزندان گوهردشت کرج وطبعا سایرزندانهای جمهوری اسلامی دراقصی نقاط کشورصحت وسقم داشته باشد ؛ چگونه است که وقت وبی وقت سایت دروغپردازرجویها اقدام به درج شکوایه ها ونامه های جورواجورزندانیان درسایت هایشان وسایررسانه های تحت حمایت غربی ها وآل سعود میکند وسوال اینجاست که چگونه وبا چه مکانیسمی به رغم کنترل شدید زندان وزندانیان ؛ اخباردرون زندان به بیرون درزپیدا نموده وبه سرعت به دست رجوی های مقیم خارج مرز می رسد!!

      درثانی وقتی صحبت ازبازرسی های توهین آمیزوهمچنین تحقیرآمیزخاصه ازبعد جنسی اش به میان آمد خاطره ای ازاولین بازرسی شدیدا جنسی اعضای نگون بخت دراولین جلسه عمومی تحت سرپرستی شخص رجوی درسالن دوبلکس مقرمضمحل شده اشرف برایم تداعی شد و بی نهایت آزارم داد .

      درآغاز بهار1366 خبردیداربا رهبری (بخوانید زوج توتالیتروجاه طلب ) درجای جای اسارتگاه اشرف پیچید و به واسطه بالا دستها مقدماتش به سرعت تدراک وچیدمان انجام گرفت.

      یکان به یکان از زن ومرد به جانب سوله دوبلکس که با اندک تغییراتی به سالن بزرگ تبدیل شده بود روان شدند و جملگی با دیدن پدیده ی جدیدی بنام " بازرسی بدنی " دچارشوک شدند .

      ساعتها وساعتها کاربازرسی بدنی طول کشید طوریکه روند وفرآیند ترتیبات جلسه مختل وبا تاخیرشروع شد.

      با وجود شروع جلسه؛ اغتشاش موج میزد وگروه گروه ازجمعیت تمایل به شرکت درجلسه نداشتند وبیرون ازسالن جلسه دراعتراض به کم وکیف وشکل چندش آور"بازرسی بدنی " محفل ها درجریان بود. به تدریج با وساطت مسولین ترتیب جلسه جماعت سرخپوست غضبناک ومعترض به داخل جلسه هدایت شدند ومسول جلسه که شخصی جزرجوی نبود با دجالگری خاص جهت تبرئه خودش ازاین ماجرای تشنج آفرین بازرسی بدنی گفت " والله بالله من خبرازبازرسی شمایان درهنگامه ورود به جلسه نداشتم .الان هم متعاقب درجریان قرارگرفتن امر؛ مسولین شما را توبیخ کردم وسفارش اکید کردم که درجلسات آتی ؛ مطلق امربازرسی آنهم ازبعد جنسی صورت نگیرد ."

      لازم به ذکراست که درتمام جلسات رجوی امربازرسی حتی شدیدترازقبل برغم مخالفت اعضای نگون بخت صورت می گرفت وادامه داربود وآنچه که رجوی دراین خصوص بلغورمیکرد صرفا جهت تبرئه خود ازپاسخگویی به این معضل تشکیلاتی بوده است ولاغیر.

      پوراحمد

       

      خودسوزی های اعضای فرقه تروریستی رجوی در غرب به دستور مریم قجر داعشی

      انجمن نجات مرکز مازندران دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶

      رجوی تروریست در نشست اشرف در سال 1381 در مورد عملیات دروغ جاویدان 2 ، حرفهای زیادی زده بود مبنی بر اینکه آمریکا به عراق حمله نخواهد کرد . در ضمن این فرضیه را در تحلیل هایش وارد نموده که اگر هم یکی از قرارگاه های فرقه مورد بمباران قرار گیرد به خاطر سکوت بیسیمی که برقرار است به فرماندهان گفتم که با تمام توان باید به سمت ایران حمله نمائید . که در این زمینه تمام فرماندهان در مورد انجام عملیات و راههای تردد و کارهایی که باید اقدام شود توجیه شده اند.

      البته در این خصوص رجوی به نکته دیگری هم اشاره نمود و آن قرار گرفتن وی و مریم قجر به عنوان جلودار ارتش به اصطلاح آزادی بخش بود . این تمام حرفهای اصلی بود که رجوی در نشست توجیه عملیات و رفتن به پراکندگی گفته بود ولی انگار تمام حرفهای وی برای گول زدن اعضای خودش بوده و او اصلاً اعتقادی به سرنگونی نداشت .

      بعد از رفتن به پراکندگی و شروع جنگ شاهد بودیم که چند قرارگاه و حتی چند نفر در جریان بمباران نیروهای ائتلاف کشته شدند لیکن خبری از حرکت به سمت ایران نبود و هر روز نفرات توجیه می شدند و در نهایت خبر رسید که باید در مقابل نیروهای ائتلاف تسلیم شده و پرچم سفید به منزله تسلیم در همه جایی که نیروهای فرقه حضور دارند برافراشته شود ضمن اینکه حکومت صدام نیز سرنگون شده بود و همه افراد فرقه رجوی مانند لشکر شکست خورده و خوار و ذلیل و با هزاران امید بر باد رفته به قرارگاه بازگشتند . اعضای فرقه با دنیایی از تناقضی که با خودشان داشتند، می گفتند چرا به عملیات نرفتیم ؟ اکنون بازگشت دوباره به عراق به منزله این است معلوم نیست چند سال دیگر باید در عراق ماند . در ضمن دیگر صدامی نیست که بتواند به رجوی کمک کند و وی قمپز به اصطلاح سرنگونی سر دهد . رجوی بعد از چند روز بازگشت به قرارگاه برای اینکه مقداری از تناقضات افراد را کم کند عنوان نمود که سلاح مهم نیست من شما را به راحتی بدست نیاوردم و حتماً به حرفهای زنان شورای رهبری گوش کنید و .... !!!.

      اما در پس این پرده ما فکر می کردیم که مسعود و مریم در عراق هستند و در کنار اعضای خود ولی انگار صحنه طور دیگری چیده شده بود. رجوی به سوراخی خزیده و مایل نبود خودش را نشان دهد .

      هنوز از شوک بازگشت به اشرف و تسلیم شدن بیرون نیامده بودیم که خبر دستگیری مریم در فرانسه تمام مناسبات اشرف را پر کرد. بعد که خبر تکمیلی دستگیری مریم به اشرف رسید مشخص شد که خانم برای اینکه جلوداری ارتش کاغذیش را دنبال کند برای تغییر آب و هوا و برای اینکه زیر بمباران نباشد به فرانسه گریخته است .

      خبر رفتن مریم قجر به فرانسه تا چند ماه مخفی باقی ماند تا اینکه در روز 27 خرداد 1382 ( 17 ژوئن 2003) به همراه تعداد زیادی از اعضای فرقه در اور فرانسه دستگیر شدند.

      وقتی خبر دستگیری مریم رسید دیگر در درون اشرف کسی دل و دماغ حرف زدن نداشت . مانند مرغ پرکنده هر کسی کاری انجام می داد . حتی خود مسئولین زن فرقه رجوی هم مسئله دار شدند که بالاخره آینده فرقه چه خواهد شد ؟ ما می خواستم ج.ا.ا. را سرنگون کنیم چی شد که اکنون مریم دستگیر شده و تمام تحلیل های رجوی دود شد ؟

      مریم قجر مابه ازای آزادی دستور داد که افراد دست به خودسوزی بزنند و اعتراضات خودشان را این گونه نشان دهند و در همین راستا تعدادی هم در غرب دست به خودسوزی زدند. از آنجائیکه اگر گفته می شد این کار جنایت کارانه به دستور مریم قجر بوده وی محاکمه می شد به همه گفته شد که خودسوزی به خاطر سرکوب در داخل کشور و یا به قول علی عرفا یکی از افرادی که خودسوزی کرده بود در مصاحبه عنوان داشت که به خاطر اینکه جوانان ایران کامپیوتر ندارند دست به خودسوزی زده است حرف مسخره ای که در همان موقع مورد تمسخر خبرگزاری ها قرار گرفت .

      این دستور در مورد افراد خارج از کشور بود ولی در اشرف نیز به همه افراد گفته شد که باید درخواست خودسوزی بنویسند که اگر لازم باشد در اشرف خودسوزی می کنیم . خیلی از نفرات از این کار امتناع کردند و سئوال نمودند که خودسوزی ما در اشرفی که تحت محاصره نیروهای آمریکایی هستیم چه تاثیری در آزاد شدن مریم قجر دارد ؟ مسئولین زن فرقه چون جوابی نداشتند و به خاطر اینکه به بالا گزارش دهندکه دستور ارائه شده انجام گرفته ، عنوان می کردند که ما برای اینکار خبرنگار به اشرف دعوت می کنیم و ... . کلاً فضای مسخره ای در مناسبات اشرف حاکم بود. خیلی از نفرات گزارش درخواست خودسوزی را ننوشتند و تعداد دیگری هم برای اینکه از فشار تشکیلات و مسئولین خلاص شوند درخواست نوشتند در حالی که اعتقادی به آن نداشتند تا اینکه مریم با غلط کردن گویی ها در زندان آزاد شد و این چند روز بازداشت برای وی به اصطلاح بعنوان یکی از افتخاراتش محسوب شده و هر سال پز آنرا با جمع کردن تعداد افراد بیکار از کشورهای مختلف نشان می دهد .

      البته رجوی ها هیچ وقت در مورد این مسئله که چرا مریم قجر به فرانسه گریخته است حرفی به میان نیاوردند . با اینکه تمام تحلیل های رجوی در مورد سرنگونی صدام پوشال بوده انتقادی از خودشان نکردند . فقط عنوان می کردند برای پیشبرد خط سیاسی فرقه !!!.

      چرا رجوی ملعون می ترسد خودش را نشان بدهد ؟ آیا اخراج از عراق و رفتن به کشور آلبانی شکست برای فرقه نبود ؟ چرا هر سال مریم قجر داعشی سعی می کند همیشه روی برنامه ده ماده ای که اصلاً خاصیتی هم ندارد مانور کند ؟ چرا هر سال مسئولین فرقه رجوی سعی در بزرگ نمایی آمار شرکت کننده در مراسم فرانسه را دارند ؟

      در پایان باید گفت تمام خودسوزی های انجام گرفته در غرب به دستور مریم قجر داعشی بوده و او باید جواب این جنایت را پس بدهد و از عذاب آن خلاصی نخواهد داشت . گرفتن عکس یادگاری در کنار آنان هم نمی تواند سرپوشی بر جنایت انجام گرفته از طرف فرقه رجوی باشد.

      هادی شبانی

       


      نیم نگاهی به خیانت رجوی از سی خرداد سال60 تاکنون

      انجمن نجات مرکز مازندران دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶

      بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سال 57 ، فضای باز سیاسی در ایران ایجاد شد ، رجوی در آن مقطع پیروزی انقلاب اسلامی سلاح های پادگان را برداشته و مخفی کرد . اغلب جریان های سیاسی بعد از فراخوان تحویل دهی سلاح ، سلاح هایشان را به دولت تحویل دادند رجوی از آنجائیکه از اول نیت شومی در سر داشت از تحویل دهی سلاح سر باز زد .

      رجوی با شعارهای به ظاهر انقلابی و نو، تلاش کرد انرژی های آزاد شده از جوانان کشور را با حقه و فریب جذب سازمانش کند و در این امر موفقیتی هم داشت . به همین دلیل توهم بر او غالب شد و گمان کرد قادر است با بسیج میلیشیا به خیابان به قول خودشان پانصد هزار نفری می تواند با کودتای مرموز دولت نوپا را از پای در آورده و به خیال باطل زمام امور را به دست بگیرد . هدف اصلی رجوی رهبری انقلاب بود. او می خواست خودش را در جایگاه رهبری انقلاب تثبیت کند جاه طلبی و قدرت طلبی به وی اجازه نمی داد حداقل به مدارج پائین تر فکر کند .

      رجوی فکر می کرد با ایجاد بلوا و آشوب و فضای متشنج می تواند به قدرت برسد. بدین ترتیب استراتژی ترور و خشونت را در سی خرداد 60 شروع کرد و بعد از به کشتن دادن تعداد زیادی از مردم ایران و شکست عملیات مسلحانه اش فرار را بر قرار ترجیح داد و پاریس گریخت و توجیه اش این بود که از بیرون کشور جریان ها را هدایت کند و زمینه را برای بازگشت مهیا سازد!

      در پاریس تحت عنوان رئیس شورای به اصطلاح مقاومت ایران بعضی از جریانات را حول شورا جمع کرد منجمله قاسملو و بنی صدر و بعضی از شخصیت های دیگر را ، و در شورا رجوی به جریان قاسملو امتیاز داد تا بدین وسیله بتواند با کمک نیروهای کردی مخصوصاً جریان قاسملو نیروهای باقیمانده خودش را از ایران به عراق منتقل کند از جریان قاسملو نهایت استقاده را کرد . در نهایت خودسری ها خود رایی و قدرت طلبی رجوی باعث شد کم کم شورا ریزش داشته باشد و قاسملو و بنی صدر و .. خارج شوند. سپس رجوی با تزریق نیروهای خودش در واقع شورای دست ساز خودش را تاسیس کرد.

      رجوی در سازمان برای خودش جایگاهی ویژه قائل بود و هیچ نقد و پیشنهادی نمی پذیرفت و اگر کسی هم مخالفت می کرد مثل علی زرکش حذف می شد . رجوی هر صدای مخالفی را آنچنان در گلو خفه می کرد تا درسی برای بقیه باشد و کسی جرات حرف زدن را نداشته باشند.

      رجوی عقده قدرت طلبی خود را که نتوانست در ایرن پیاده کند بر سر اعضای نگون بخت فرقه پیاده سازی کرد.

      نتیجه ی تمام دست و پا زدن های بیهوده اش هم شد سازمانی در حال فروپاشی و خودش که سرنوشتش مشخص نیست.

      منطقاً اگر این جریان اصالت داشت باقی می ماند نه این که الان بعد از نزدیک به چهل سال فقط اندکی حدود 2000 نفر که اغلب سالخورده و بیمار هستند برای رجوی باقی مانده است .

      روزگار رجوی را به کجا رسانده است به مناسبت سی خرداد از چند ماه قبل با خرج های کلان و با وعده های دروغین عده ای را از کشورهای عربی و افغانی و دانشجویان بلوک شرق و آفریقایی را به این مراسم دعوت می کند تا با سیاهی لشکر وانمود کند که هستند و زنده اند البته این تلاش های مذبوحانه دیگر اثر ندارد زیرا کارنامه ننگین و سیاه و سراسر خیانت بار رجوی طی سالیان هست که بر ملاء شده حتی برای نیروهای وارفته خودشان هم دیگر رنگی ندارد .

      اگر کارنامه نابخردانه رجوی را بعد از تصمیم سی خرداد 60 مطالعه کنیم به این نتیجه می رسیم بد مستی های رجوی سبب شد تعداد زیادی در درون تشکیلات قربانی شوند. در جامعه هم با ترور کور مرزی نداشت خیلی از خانواده ها را داغدار کرد ، در جنگ عراق علیه ایران در کنار صدام آلت دست صدام شد و به ایران خیانت نمود. رجوی علاوه بر خودش مملکت را هم فروخت و حالا مزدوری عربستان و حامیان جنگ طلب آمریکایی را هم به دوش میکشد .

      محمدرضا گلی

       بی جنبگی تا این حد

      انجمن نجات مرکز سمنان دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶

      ، فریب و تظاهر این سازمان از همان ابتدا واضح بود. خودستائی رجوی را می شد دید که چگونه بر بامی بلند نشسته و چه خیالاتی در سر دارد اما آرزوی او به سراب تبدیل شده است . این عملیات و تعرض درست در آخرین لحظات پذیرش قطعنامه 598 شروع شد این گروه توانست با کمک صدام به منطقه مرزی مهران یورش ببرد و این اقدام یکی از نمونه های همکاری این سازمان با دولت بعث عراق بود رجوی را فرا گرفت و چشم به تهران دوخت و توقع خود را بالا برد تا اینکه شعار امروز مهران فردا تهران سر داد .

      رجوی بعد از این عملیات به فکر عملیات دیگری در ابعاد بزرگتر افتاد و با بسیج افراد از اروپا و وعده سرنگونی به آنها اشتباه دیگری را مرتکب شد . رجوی فکر می کرد همه چیز با ورود وی مهیا می باشد و با یک دستور عجولانه ی و غلط دیگر عملیاتی دیگری را با کمک ارتش عراق تدارک دید. نتیجه این اقدام وی که چه به لحاظ تکنیکی و چه تاکتیکی و استراتژیکی اشتباه محض بود همین توهم او را به ورطه خیانت بیشتر و دست و پا زدن در منجلاب فرو برده است در این اقدام هم تعداد زیادی را به کشتن داد و اتفاقا زمان خوبی برای تصفیه درون فرقه ایجاد شد . سودای بیمارگونه قدرت طلبی رجوی ، او را به ورطه ی هلاکت رساند و عمر اعضای دربند سازمان را به هدر داد.

       

       

      نامه اعضای جدا شده خوزستانی در محکومیت برگزاری گردهمایی ویلپنت مجاهدین

      انجمن نجات مرکز خوزستان دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶

      آقای امانوئل ماکرون رئیس جمهور محترم فرانسه

      با احترام ما جمعی از اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق که سالیان طولانی از زندگی خود را تحت شیوه های مغزشویی وکنترل مخرب ذهن رهبران آن گذرانده و برای سالیان متمادی از حق زندگی ، آزادی عقیده و بیان و حق مسلم دسترسی به دنیای آزاد وکانون خانواده محروم بوده ایم لازم میدانیم واقعیت هایی را درخصوص ماهیت و عملکرد فرقه گرایانه و تروریستی این سازمان به استحضار آن عالیجانب برسانیم.

      ۱ : سازمان مجاهدین خلق به استناد بیانیه ها و موضع گیرهای رسمی خودش از همان ابتدا با هدف مشی مسلحانه و برخورد با مخالفانش به سبک نظامی و ترور فیزیکی بنیان گذاری گردیده است.

      ۲ : این سازمان طبق اطلاعیه های نظامی صادرشده خودش در سالهای 1981 تا 1985 بیش از ۱۷۰۰۰ نفر را از مردم را به ظن هواداری از انقلاب ۵۷ ترور و به قتل رسانده و همچنین در انفجار دفترحزب سیاسی جمهوری اسلامی و دفتر ریاست جمهوری که به قتل صدها نفر از مقامات دولتی انجامید دخالت مستقیم داشته است.

      ۳ : در سالهای 1986 تا2001 ماه بعنوان اعضای نظامی این سازمان از نزدیک شاهد همکاری نزدیک رهبران این سازمان درجنگ تجاوز گرایانه برضد ایران و همچنین حمایت از سیاست های تجاوزگرایانه و تروریستی صدام حسین برعلیه دولت کویت و مخالفان آن دولت بوده ایم.

      ۴ : رهبران این سازمان علنا درجریان عملیات تروریستی ۱۱ سپتامبراز تروریست های القاعده حمایت کرده و در داخل کمپ شان به جشن و شادی پرداختند.

      ۵ : در جریان تجاوز گروه تروریستی داعش به عراق از این گروه تروریستی با عنوان ارتش آزادیبخش و یا عشایرانقلابی حمایت کرده است.

      ۶ : در جریان حمله تروریستی نیروهای داعش درروز چهارشنبه به مجلس ایران و آرامگاه بنیان گذارجمهوری اسلامی که به مرگ ۱۷ نفر بیگناه و نزدیک ۵۰ مجروح گردید علنا از محکومیت این حادثه خودداری و تنها به تکذیب نقش خویش اکتفا کرد.

      ۷ : سازمان مجاهدین خلق درنظر دارد که روز اول ژوئیه {۱۰ تیر} درخاک کشور شما؛ فرانسه اقدام به برگزاری یک مراسم در حمایت از آن عملیات های تروریستی دهه 80 و تحسین عاملین انتحاری که صدها مرد و زن وکودک را قربانی کردند بپردازد.

      عالیجاب درحالیکه جهان هنوز در شوک وغم کشته شدگان عملیات تروریستی تهران به سر می برد و اکثریت جامعه جهانی آن را به شدت محکوم کردند. – از جمله آن هیدالگو، شهردار محترم پاریس که اعلام کرد چراغ‌های برج ایفل به احترام جانباختگان حوادث تروریستی تهران خاموش می‌شوند - به این ترتیب برای ما برگزاری این مراسم با کسب مجوز شما و دولت فرانسه عمیقا نگران کننده و غیرقابل باور است.

      ما نمی توانیم احساس همدردی شما با قربانیان و محکومیت عملیات تروریستی تهران را همزمان با صدور مجوز برای برگزاری مراسم بزرگداشت عملیات تروریستی و تقدیس از قاتلان مردم ایران توسط رهبران مجاهدین خلق در پاریس را تواماً بپذیریم.

      آیا این استاندارد دوگانه با حقوق بشر و تروریست ها نیست؟

      آیا میشود هم تروریست را محکوم کرد و هم درکنارش ایستاد ؟

      از شما انتظار داریم که به عنوان منتخب مردم فرانسه که به مهد پاسداری از حقوق بشر شهرت دارند قویا برگزاری مراسم گرامیداشت اقدامات تروریستی سازمان مجاهدین خلق ایران در پاریس را محکوم و آن را متوقف نمایید.

      با احترام اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق ایران / خوزستان


      آیا حوادث تهران محصول مشترک «تکفیر» و «نفاق» بود؟

      رسانه های ایران دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶

      با فاصله گرفتن از رویدادهای تروریستی تلخ ۱۷ خرداد در مجلس شورای اسلامی و حرم حضرت امام، حال کم کم می توان در فضای فارغ از هیجانات و احساسات طبیعی حاصل از چنین وقایعی، به تحلیل جنبه های مختلف آن پرداخت.

      فی الواقع، به لحاظ عملیاتی و اجرایی، حمله تروریست های وهابی به مجلس و حرم مطهر، چندان پیچیده، با کیفیت و هوشمندانه نبود، و گرچه به شهادت ۱۷ تن از هموطنان ما منجر گردید، ولی آن ها به لطف حق و با اقدام متقابل به موقع نیروهای امنیتی موفق به وارد کردن یک ضربه سنگین و ویرانگر از نوع جنایات مجاهدین ( منافقین) در دهه ۶۰ نشدند.

      با این حال به لحاظ ابعاد ذهنی و روانی، شاید چگونگی ورود تروریست ها به ساختمان یک نهاد مهم حاکمیتی کشور، حضور چند ساعته و همچنین وجود احتمال دستیابی آن ها به صحن علنی (که با سرعت عمل قابل تقدیر محافظان مجلس در بستن در فلزی جدا کننده صحن امکانش از تروریست ها گرفته شده) و البته به همراه داشتن این حجم از مهمات و چند مورد دیگر، همه مسائل قابل بحثی هستند که لاجرم باید مورد بررسی اهل فن و صاحب نظران قرار بگیرد.

      در همین رابطه دست کم سه نکته را می توان برشمرد:

      ۱- تاکنون داعش عقبه، شبکه پشتیبانی و لجیستیک قوی در تهران نداشته است و این به واسطه بافت فرهنگی تهران است که چندان مستعد افراطی گری مذهبی از نوع تکفیری نیست، تمرکز نیروهای اطلاعاتی و امنیتی، و دوری مسافت زمینی از عقبه تروریست ها در خاک عراق بوده است. لیکن این بار، به نظر می رسد شبکه تأمین و لجیستیک داعش در تهران خوب موفق عمل کرد که توانست این حجم از اسلحه و مهمات را در اختیار عناصر عملیاتی قرار دهد.

      ۲- عناصر عمل کننده داعش، دست کم در مجلس شورای اسلامی، ظاهراً به خوبی از اوضاع حفاظتی و استعداد نیروهای حفاظت در گیت ورودی اطلاع داشتند. به اصطلاح امنیتی، آن ها از قبل نسبت به ضعیف ترین حلقه از حلقه های امنیتی حفاظت مجلس، یعنی گیت ورودی ملاقات مردمی آگاه بودند، و این یعنی یک تیم شناسایی این کار را به خوبی برایشان انجام داد.

      ۳- استفاده از زن در تیم عملیاتی که تا پیش از این، دست کم امر مرسومی در اقدامات تروریستی داعش نبوده است. طبق گزارش های منتشر شده، هم در تیم تروریستی حمله کننده به حرم امام یک زن تروریست بازداشت شده، و هم این که در بررسی فیلم منتشر شده از سوی داعش در فضای مجازی، شائبه حضور یک زن در این تیم قوت گرفته است (به نظر می رسد که فیلم منتشر شده از طرف داعش از درون مجلس، با یک دست زنانه فیلمبرداری شده است که البته امری قطعی نیست). علاوه بر این، برای اولین بار شنیده شد که زن داعشی دستگیر شده در حرم حضرت امام با خود «سیانور» به همراه داشته، که باز این هم جزو شیوه های معمول داعش نبوده است.

      یکی از گمانه هایی که می توان در این زمینه مطرح کرد، بحث همکاری و مشارکت گروهک مجاهدین با داعش در دو عملیات تروریستی روز چهارشنبه است. این گمانه را بیشتر بررسی می کنیم.

      فرضیه در این تحلیل چنین است: "مجاهدین و داعش، با چراغ سبز دولت ترامپ و هماهنگی و هدایت عربستان سعودی در جهت ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران هستند."

      سیری در اخبار

      ۲۷ ژوئن ۲۰۱۴، ویلپنت در حومه پاریس

      گردهمایی سالانه سازمان تروریستی و وطن فروش مجاهدین خلق در حومه پاریس در سال ۲۰۱۴ مقارن با ظهور ناگهانی داعش و پیشروی های ضربتی و برق آسای آن در خاک عراق بود. مریم رجوی، رییس فرقه رجوی، در این گردهمایی، در حضور ده ها تن از چهره های سیاسی، نظامی، امنیتی کشورهای عضو ناتو (که با صرف پول های هنگفت راضی به شرکت در این خیمه شب بازی ها می شوند)، ضمن تاختن شدید به «نوری المالکی»، نخست وزیر وقت عراق، از «پیشروی های» انجام گرفته توسط آن چه که او «خیزش مردمی عراق» می خواند، ابراز خوشحالی عمیق کرد. لازم به گفتن نیست که منظور سرکرده مجاهدین چیزی جز «داعش» نبود.

      گفتنی است که خط «قیام مردمی» خواندن اعمال جنایتکارانه داعش در عراق و سوریه، خطی بود که از زمان پیشروی های اولیه داعش تا زمان تشکیل ائتلاف مثلاً ضد ترور توسط آمریکا علیه داعش، توسط تلویزیون و پایگاه اینترنتی مجاهدین دنبال می شد و سران این فرقه، داعش را یک اپوزیسیون دولت شیعه عراق می خواندند که از "ظلم و جور" حکومت بغداد به تنگ آمده و به دنبال احقاق حق خود هستند!"

      مضاف بر این که، ادبیات سازمان مجاهدین تا همین امروز علیه دولت قانونی عراق، جمهوری اسلامی ایران، محور مقاومت و شیعیان به قدری خصمانه، کینه توزانه و نفرت آلوده است که تفاوت ماهوی چندانی با ادبیات ضد ایرانی و ضد شیعه داعش در فضای رسانه ای و شبکه های اجتماعی مربوط به آن ندارد.

      ۹ جولای ۲۰۱۶:

      ترکی الفیصل میهمان فرقه رجوی در پاریس

      ترکی الفیصل، مسئول پیشین دستگاه اطلاعاتی سعودی که از نفوذ بالایی در ساختار سیاسی پادشاهی سعودی برخوردار است، در گردهمایی مضحک مجاهدین در حومه پاریس حاضر شد. حضور چهره ای امنیتی چون ترکی بن فیصل نمی توانست بدون هماهنگی و چراغ سبز ریاض باشد. به واقع فیصل با حضور در این مراسم و اعلام تلویحی خبر به درک واصل شدن «مسعود رجوی»، ظاهراً می خواست این پیام را صادر کند که دوران مسعود رسماً تمام و دوران مریم رسماً آغاز شده، و کارفرمای جدید فرقه وطن فروشی و خیانت هم کسی نیست جز آل سعود.

      ۲ روز بعد از این رویداد، «باربارا اسلاوین»، عضو ارشد اندیشکده آتلانتیک نوشت:

      «ترکی فیصل در جواب طرفداران مجاهدین که فریاد می زدند خواهان نابودی جمهوری اسلامی هستند، گفت: "بله، من هم می خواهم که این رژیم سقوط کند...." ناظران مدت هاست که به دنبال حل این معما هستند که سازمان (مجاهدین) چگونه می تواند دستمزدهای ۲۵۰۰۰ دلاری مهمانانی چون نیوت گینگریچ، بیل ریچاردسن، هوارد دین و رودی جولیانی و دیگران را بپردازد، آن هم با توجه به پایگاه کوچکی که آن ها میان ایرانی های خارج از کشور دارند. این کاملاً محتمل به نظر می رسد که سعودی چند سالی است که از سازمان مجاهدین خلق حمایت مالی می کند. حضور روز شنبه ترکی فیصل، صرفاً سوابق پنهان همکاری (ریاض با سازمان) را آشکار کرد.»

      سه روز بعد از این اقدام خصمانه آشکار از سوی سعودی ها، دکتر محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در یادداشتی به سوابق رابطه سعودی با مجاهدین اشاره کرد:

      "ترکی الفیصل شاهزاده سعودی و رئیس اسبق دستگاه اطلاعاتی عربستان در کنفرانس منافقین در پاریس حضور یافت و از آن ها خواست که ترورها را در ایران شروع کنند حمایت رسمی عربستان از منافقین نشان داد که تمامی ترورهایی که این گروهک طی سال های اخیر انجام داده با حمایت عربستان بوده است.....چند ماه پیش مقامات عربستان همین جلسات را با دموکرات و کومله و پژاک در اربیل عراق گذاشتند و تاکنون چند ترور در منطقه کردستان عراق صورت گرفته است."

      ترکی الفیصل در گردهمایی مجاهدین در حومه پاریس، جولای ۲۰۱۶

      و حسین امیرعبداللهیان، معاون پیشین وزارت خارجه و مشاور کنونی وزیر هم در واکنش به حضور بن فیصل در جمع مجاهدین گفت: "ما نباید تردید کنیم که ارتباطات گسترده ای میان دستگاه اطلاعاتی سعودی و منافقین وجود دارد، به ویژه در یک سال اخیر."

      ۲۷ فروردین ۹۶(۱۸ آپریل ۲۰۱۷)

      سناتور جمهوری خواه، «جان مک کین»، رییس کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا، در جریان دیدار خود از کشورهای بالکان، در تیرانا، پایتخت جمهوری آلبانی، با سرکرده فرقه رجوی، مریم، دیدار کرد. او در این دیدار خطاب به رجوی و سایر رهبران فرقه گفت:

      " شکی نیست کسانی که در این اتاق هستند، نه تنها خودشان رنج زیادی برده اند، که عزیزان خود را هم از دست داده اند!.....شما ایستادید، جنگیدید و خود را برای آزادی، برای حق آزاد زندگی کردن، حق تعیین سرنوشت، قربانی کردید!!"

      وی همچنین در ادامه یاوه گویی های خود بر لزوم سقوط بشار اسد و جلوگیری از آنچه وی نقش مخرب ایران در سوریه و عراق خواند تأکید کرد.

      ۱۲ اردیبهشت ۹۶(۲ می ۲۰۱۷)

      محمد بن سلمان، نایب ولیعهد و وزیر دفاع سعودی با بیان این که هیچ نقطه ی مشترکی میان ایران و عربستان نیست گفت:" چگونه می توان با آنان به تفاهم رسید؟ منطق ایران زمینه سازی برای ظهور مهدی است که آن هم از طریق سیطره بر جهان اسلام محقق می شود."

      جانشین ولی عهد و وزیر دفاع عربستان افزود: «هدف اصلی نظام ایران رسیدن به قبله ی مسلمانان است. ما منتظر نمی مانیم که عربستان میدان جنگ شود، بلکه ایران را میدان جنگ خواهیم کرد."

      او، همچنین، مدعی شد: "فکر افراط گرای ایران مانع گفتگو با تهران است."

      ۳۰ اردیبهشت ۹۶

      ترامپ یکشنبه (۳۰ اردیبهشت) در نشستی با حضور سران چند کشور اسلامی در ریاض گفت: "می‌خواهم درباره ایران صحبت کنم که مسئول بی ‌ثباتی در منطقه بوده است. ایران به تروریست‌ ها آموزش می ‌دهد. برای دهه‌ ها ایران آتش جنگ ‌های فرقه ‌ای را شعله‌ ور کرده است. این کشور خواستار نابودی اسرائیل است. ایران خاورمیانه را بی ‌ثبات کرده است. در سوریه شاهد آن هستیم. همه باید کمک کنند تا ایران منزوی شود."

      این اظهارات رییس جمهور آمریکا، که در پی عقد قرارداد تسلیحاتی ۱۱۰ میلیارد دلاری با ریاض انجام گرفت، از سوی تحلیل گران به عنوان چراغ سبز ترامپ به عربستان برای استفاده از همه ابزارهای ضد ایرانی تفسیر شد.

      ۱۷ خرداد ۹۶

      تنها ساعاتی پیش از حملات تروریستی عناصر وهابی - تکفیری در تهران، عادل الجبیر، وزیر خارجه سعودی در پاریس گفت: "ایران باید به خاطر دفاع از القاعده و تروریسم جهانی تنبیه شود، و این کشور اگر می‌ خواهد به «دولتی نرمال» تبدیل شود باید به قوانین بین ‌المللی احترام بگذارد."

      چرا داعش و سازمان مجاهدین برادرند؟

      همین طور که سیر این گزیده خبرها نشان می دهد، در توالی دیدار مقامات سعودی با سران مجاهدین، دیدار سران آمریکایی با سرکرده مجاهدین، دیدار رییس جمهور آمریکا با سلمان بن عبدالعزیز، تهدیدات محمد بن سلمان و عادل الجبیر، حضور مشاوران تندروی دانلد ترامپ از قبیل جان بولتون، نیوت گینگریچ و رودی جولیانی در رویدادهای تبلیغاتی سازمان مجاهدین، حمایت های آشکار و پنهانی که ایالات متحده از داعش انجام داده است و البته پیوندهای عمیق عقیدتی، سیاسی و مالی ریاض با خلافت داعش، می توان این احتمال بسیار پررنگ را مطرح کرد که عربستان سعودی، که به خیال خام خود مأموریت منزوی کردن و ضربه زدن به ایران را از جانب ترامپ دریافت کرده، از تک تک ابزارهای ضد ایرانی برای این مأموریت بهره می گیرد.

      کما این که، آن طور که از دکتر محسن رضایی نقل شد، دستگاه های اطلاعاتی سعودی جلساتی را با تقریباً همه گروه های مسلح تروریستی ضد ایران از جمله پژاک، کومله، دمکرات، مجاهدین، جند الشیطان و جیش الظلم....برگزار کرده و می کند.

      شباهت های فکری، عقیدتی و رفتاری سازمان مجاهدین با گروه داعش آن اندازه هست که همکاری آن ها را برای کارفرمای مشترک، ریاض، مطلوب سازد. داعش و سازمان هر کدام یک «فرقه» هستند. در ساختار فرقه، تعقل جایی ندارد و اطاعت محض حرف اول را می زند. دستور رهبر سازمان و خلیفه خودخوانده داعش، برای اعضای این دو فرقه فراتر از دستور، که نوعی کلام آسمانی تلقی می شود. عضو فرقه در کنار تعقل، از هر گونه احساس، عاطفه و حس همدردی تهی می شود تا تبدیل به موم در دستان رهبری فرقه باشد. دستمایه فکری هر دو فرقه قرائت های انحرافی، التقاطی و گمراه کننده از دین الهی است: یکی اسلام مارکسیستی (که البته اکنون اسلام لنینسیتی که طرفدار بازار آزاد شده!) و یکی وهابیت. در هر دو، روش آموزش عقیدتی نیروها سیستم «مغزشویی افراطی» است. در هر دو، عملیات تروریستی، کشتن و دریدن و آتش زدن و شکنجه در لوای «جهاد» یا «مبارزه» اصالت دارد. هر دو فرقه در ابداع شیوه های شکنجه و قساوت قلب در زجر دادن صاحب رزومه و تاریخچه هستند (عملیات مهندسی مجاهدین را می توان سرمشق نوآمدگان داعشی دانست)...و یک شباهت مهم این که:

      سازمان مجاهدین خلق ایران(منافقین) مبدع شیوه تروریستی «بمب گذاری انتحاری» است (منظور شهادت حضرت آیت الله صدوقی، سومین شهید محراب در تیر ۶۱ توسط عامل انتحاری مجاهدین است) و از این لحاظ داعش پیرو راستین مکتب «نفاق» است.

      «قربانعلی حسین نژاد»، مترجم ارشد پیشین بخش روابط بین الملل سازمان و عضو بریده از فرقه رجوی در اسفند ماه سال ۹۳ در گفتگو با خبرگزاری فرانسه گفته بود:

      "سران مجاهدین از گذشته تا کنون روابط خوب و مستحکمی با داعش داشته ‌اند و شخص مریم رجوی حدود یک سال پیش با رییس یکی از گروه های هم پیمان با داعش در سوریه در پاریس دیدار کرد و طرفین این مطلب را در سایت های خود رسانه ‌ای و عکس ها و سخنان رد و بدل شده میان خود را منتشر کردند." او افزود: "سران مجاهدین از همان ابتدا حمایت خود را از داعش اعلام کردند و به اشغال درآمدن موصل توسط داعش را انقلاب مردمی عشایر عراقی دانسته و ابراز امیدواری کردند داعش همه عراق و از جمله بغداد را تصرف کند. مجاهدین امیدوار بودند داعش بتواند کنترل همه مناطق عراق را در دست گیرد."

      آذرماه همان سال، ابوالفقار الشمری، رییس هیأت سیاسی جریان انتفاضه شعبانیه عراق گفته بود: "اطلاعات موجود نشان می ‌دهد، گروه تروریستی مجاهدین ، اطلاعات و نقشه‌ های مناطقی از عراق را در اختیار داعش قرار داده است و کاملاً روشن است که مجاهدین یکی از سرنخ های اصلی تروریسم در عراق هستند."

      حتی شماری از کارشناسان نظامی و امنیتی عراق معتقد بودند که در پیشروی های برق آسای ابتدایی داعش، علاوه بر کمک اطلاعاتی، تروریست های تکفیری از خودروهای زرهی سازمان استفاده می کردند.

      مجاهدین سال ها در دستگاه استخبارات (اطلاعات نظامی) ارتش بعث، صحنه گردان اصلی بودند. بر اساس اسناد و مدارکی که بعد از سقوط صدام حسین افشا شد، معلوم شد که صدام در برخی امور اطلاعاتی بیش از افسران ارشد ارتش خود، به کادرهای مجاهدین اعتماد داشت که برای نابودی کشور خودشان با دشمن همکاری می کردند.

      بعد از سقوط رژیم بعث، سازمان تلاش کرد تا شبکه های خبرچینی و جاسوسی خود را که در طول جنگ با ایران در امور اطلاعاتی و جاسوسی خبره و ماهر شده بودند، حفظ کند تا از این طریق به جمهوری اسلامی ضربه بزند. در موضوع برنامه هسته ای ایران که موجب تحریم ها و فشارهای همه جانبه بین المللی بر کشورمان شد، این مجاهدین بودند که در ادامه خیانت ها و جنایت های دوره جنگ، اسرار امنیت ملی مملکت خود را به بیگانگان فروختند تا پیشانی خود را بیش از پیش به داغ ننگ وطن فروشی بیالایند.

      سخن به اجمال این که، مجاهدین به نسبت داعش که تمرکز آن بر عناصر ساکن در حاشیه، شهرهای مرزی و اقلیت های قومی و مذهبی دور از مرکز است، گستره عضوگیری آن بسیار وسیع تر است. می توان گفت به دلیل نوع شبکه سازی و ماهیت و سوابق خود، تمرکز کاری مجاهدین از ابتدا بر شهرهای بزرگ چون تهران بوده که امکان گم شدن و جاسوسی در جمعیت کلانشهر را به آن ها می دهد.

      می‌توان گفت که مجاهدین بعد از خلع سلاح و خروج (دست کم ظاهراً) از فاز نظامی و مسلحانه تبدیل به نیروهای جاسوسی و مزدوران اطلاعاتی شده ‌اند که حاضرند خدمات وطن فروشی خود را به هرکسی ارایه دهند که ۱- به آن ها پول برای ادامه حیات انگل وار بدهد ۲- دشمن جمهوری اسلامی باشد.

      بعد از صدام حسین، چند سالی آمریکایی ها کارفرمای مجاهدین در عراق شدند. اکنون هم البته آمریکا همچنان کارفرمای اصلی است، ولی چون مبنای کار دولت کاسب کار جدید آمریکا، تفویض اختیار به نیروهای نیابتی با کم ترین هزینه از جیب خود است، عربستان سعودی به نیابت از آمریکا به کارفرمای جدید مجاهدین تبدیل شده است.

      هیچ بعید نیست که عربستان از شبکه جاسوسی و خبرچینی مجاهدین در ایران برای هماهنگی اطلاعاتی عناصر تروریستی وابسته به خود بهره برده باشد. حتی بعید نیست که در مرحله «هدف یابی» برای عملیات تروریستی، انتخاب حرم مطهر حضرت امام به عنوان یکی از اهداف، نتیجه القائات و خط دهی مجاهدین باشد. سازمان از بنیانگذار کبیر انقلاب ایران نفرت و کینه ای زهرآگین دارد. بمب گذاری در حرم حضرت امام، بیش از آن که یک ضربه امنیتی برای حاکمیت جمهوری اسلامی باشد، یک ضربه «نمادین» است و این بیشتر در منظومه فکری مجاهدین قابل تفسیر است تا داعش.

      علی ای حال، اکنون که همه نیروهای قدیم یا نورسیده ضد ایران و انقلاب و مذهب ایران، ذیل دشداشه سعودی گرد هم آمده اند تا با پول سعودی و چراغ سبز آمریکا بار دیگر برای ضربه زدن به میهن ما تلاش کنند، به جاست که مردم و مسئولین ما هوشیارتر از همیشه آماده مقابله با توطئه ها باشند و در چاله هرز جنگ روانی خنّاسانی قرار نگیرند که «تروریست ضد بشر» را «زندانی سیاسی» جا می زنند و پاسداران حریم امنیت ملت ایران را «جلاد» و «آدم کش» جلوه می دهند. هشدار که این توطئه ای است برای کّند کردن تیغ بُرّنده مدافعان امنیت و همه سربازان گمنام و غیرگمنام امام زمان در وزارت اطلاعات، سپاه، بسیج، نیروی انتظامی، قوه قضاییه و همه نهادهای مسئول دیگر، تا «چشم های بیدار» نظام را تضعیف کنند و دل هایشان را در انجام وظایف سست و در نهایت تفکر ایشان را استحاله کنند. امیدی که با عنایات حق تعالی دشمنان این مملکت به گور خواهند برد.

      مشرق نیوز

       

      سی خرداد سال 60 ، افشای رابطۀ رهبری سازمان با امپریالیسم

      انجمن نجات مرکز البرز دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶

      سازمان مجاهدین در سال 1345 برای مبارزه علیه رژیم پهلوی تشکیل و با شناسایی اعضای آن توسط ساواک در سال 1350، بنیانگذاران دستگیر و اعدام شدند و بسیاری از اعضای ان به زندان افتادند در سال 1354 این سازمان تغییر ایدئولوژی خود را اعلام کرد و در درگیری های درون سازمانی بر سر این موضوع چندین نفر از اعضای آن کشته شدند. همزمان با اوج گیری نهضت اسلامی و پیروزی انقلاب در سال 57، سازمان مجاهدین خلق با این اعتقاد که نظام مرتجع است مبارزه علیه انقلاب و برنامه ریزی جهت بدست گیری حکومت را آغاز کرد و در سی خرداد 60 با برملا شدن رابطه اش با دول اروپایی با انتشار اطلاعیه ای علیه نظام جمهوری اسلامی اعلان جنگ مسلحانه کرد.

      در پی برکناری بنی صدر در 20 خرداد1360 تشنجات و درگیریهای موجود در کشور ، باعث اختلاف درونی سازمان و لو رفتن ماهیت مزدوری سازمان به این شرح گردید :

      کادر مرکزی سازمان از مدتی قبل فراهم ساختن نظر مساعد دولت های خارجی جهت قیام علیه نظام جمهوری اسلامی را به عهده گرفته بود و طبق اظهارات یکی از مسئولان حفاظت مرکزیت سازمان ، مسعود رجوی در سال 1359 برای جلب موافقت دول اروپایی و کسب نظر مـثبت آمریکا از طریق رابطهای برخی از دولت های غربی به فرانسه رفت. عراق در اوج تهاجم خویش بود و درحالیکه بخشهایی از نقاط استراتژیک و مراکز کلیدی مرزهای ایران را در اشغال داشت ارتش و سپاه کلیه نیروهای خود را از شهرها خارج کرده و در جبهه ها مستقر نموده بود سازمان با رابطه قبلی و حمایت دولت های خارجی در تحلیل خود توان نظامی- پلیسی حاکمیت را در اوج ضعف و ضربه پذیری تلقی میکرد و نفوذی های آموزش دیده و پرورش یافته آخرین اطلاعات خویش را از درون نهادها به سازمان ارائه می دادند و به خیال خام خود همه چیز دقیق و حساب شده بود.

      و "میلیشیا" که فلسفه وجودی اش تشکیل ارتش خصوصی و در واقع نیروی مسلح سازمان برای روز موعود بود تسلیح و آماده شده بود سازماندهی این بخش اجتماعی شکل اصلی خود را از نیمه خرداد پیدا کرد و همه مسئولان بخش و فرماندهی نهادها در پایگاه محمد ضابطی (ستاد خیابان انزلی ) برای برنامه ریزی سی خرداد نشست هایی را برگزار می کردند.

      عصر روز شنبه سی خرداد به دستور سازمان و رهبری که از خارج اتاق فرماندهی هدایت می شد به نیروها دستور داده شد به خیابانها ریخته و در تیمهای سه تا پنج نفره با سلاح های سرد و گرم به کلیه واحدهای سپاه و کمیته ها حمله شود و هر آنکه از نظام دفاع نماید از بین برده شود که این آشوب و فتنه تا پاسی از شب ادامه داشت.

      آری این حرکت کورمسلحانه که هدف آن عملیات "سرنگونی نظام "به صورت شبه کودتا و حضور سازماندهی شده بود منجر به شهادت نیروهای دولتی و شهروندان غیرمسلح شد براساس تصمیم رهبری خائن و اجیرشده به نام مسعود رجوی که سالیان قبل در ارتباط با اربابان خود بود طراحی و سپس در این فصل نمایان و افشا گردید که سرانجامی جز تباهی برای آنها نداشت و شکست غائلۀ 30 خرداد ضربه کوبنده بر پیکر رو به اضمحلال سازمان وارد نمود و حال سالیان سال می باشد که فرقه با هدف کتمان و لاپوشانی از برملا شدن وابستگی رویداد سی خرداد ، فرافکنی نموده و با برگزاری سالروزی نمایشی در اروپا توسط مریم قجر با هدف عوام فریبی اجرا میگردد.

      بیژن

       

      شلیک موشک های سپاه درخشش اقتدار و امید ملت ایران

      انجمن نجات مرکز لرستان سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۶

      با احساس غرور و اقتدار خبر شلیک موشک های سپاه به قلب لانه موریانه ای داعش در دیرالزور را شنیدیم و از شور و شوق سراز پا نشناختیم .
      دست مریزاد ...
      اقدام شجاعانه سپاه درست چند روزی بعد از عملیات کور تروریستی داعش با پشتیبانی آل سعود در حرم امام و در مقابل مجلس شورای اسلامی برای همگان معنای خاصی دارد و هرکس به زعم خود و به هرنحوی از انجا که مخاطب این عملیات است محاسبات خاص خود را دارد .
      در این میان دشمنان جمهوری اسلامی و ملت بزرگ ایران اصلی ترین مخاطبین این ضرب شصت میباشند.
      قبل از همه خود امریکا بعنوان ارباب و سردمدار این وحوش که در تناقض آشکار از یک طرف ائتلاف ضد داعش تشکیل میدهد و از طرف دگر با همان نیروی ائتلاف همواره کمک ها ، پشتیبانی ،سلاح و مهمات ها را" اشتباهی "!!! برای داعش ارسال مینماید و حملات هوایی ، بمب ها و موشکها را باز هم مکررا "اشتباهی" برسر نیروهای عراقی و سوری و حشد الشعبی که رو در رو با داعش درگیر هستند میریزد .
      بعد از آن آل سعود و حامیان منطقه ای داعش که عروسک های خیمه شب بازی آمریکا در منطقه هستند . مدتیست شیوخ آل سعود و وزیر خارجه آنها که بیشترین وقتش را صرف آرایش خود میکند پس از خروج از مکیاج هوس میکند علیه ایران اراجیفی مطرح کند که خود معنا و تبعاتش را نمی فهمد .همچنانکه در آخرین اراجیفی که بزبان آورد این بود که ایران باید تنبیه شود و جنگ را به داخل ایران میکشاند ، حال صدای هشدار چنان قوی بود که هنوز در شک بسر میبرد که در صورت ادامه پر رویی اینبار بدون فوت وقت باید چفیه عقال را بدست گرفته وفرار کند و دیگر فرصت آرایش هم نخواهد داشت .
      داعش اما چون بطور مستقیم پاسخ دریافت کرده دیگر نیازی به تفسیر و تحلیل نخواهد داشت و حساب کار دستش آمد .
      اما در این میان فرقه تروریستی مجاهدین نیز چون قبلا با نمونه های کوچکتر این ضرب شصت های نیرو های مسلح ایران در حد قد و اندازه خودشان را تجربه کرده بودند بیشتر دست و پای خود را جمع و جور کردند بخصوص که در همین ایام دست به اقدامات دلخوش کنک هایی زده بودند از جمله :
      تدارک برگزاری تجمع ویلپنت که دقیقا این باربرای پر کردن خلاء موجودیت و هویت میباشد ، ملاقات جدید جان مک کین سناتور دوره گرد آمریکایی که چشم طمعش به پول از حدقه بیرون پریده است ،
      مصاحبه اخیر علیرضا جعفرزاده سخنگوی این فرقه با تلویزیون اورینت متعلق به اپوزسیون " تروریست ها" ی سوریه که در آن با وقاحت و بیشرمی از اربابش تقاضا دارد که سپاه پاسداران ایران را بایستی بعنوان تروریست و شریک داعش در لیست قرار دهد .!!! حال اگر چشم ندارید دهانتان را باز کنید تا ببینید خط مقدم مبارزه با داعش و تروریست چه کسیست ؟ آیا آنان که فریاد های ضد تروریستی و قطعنامه های چند متری صادر میکنند و فقط حرف میزنند ؟ یا نظام جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران قدرتمند هستند که با داعش و تروریست ها در خط مقدم نبرد هستند؟ و حقیقتا چه کسانی باید در لیست تروریستی قرار گیرند ؟
      و مخاطبین داخلی و خودی همان مردم غیور، شریف و عزتمند ایران هستند که بیش از 3 دهه با عزت و افتخار دفاع از تمامیت ارضی و امنیت ایران را سرلوحه خود قرار داده و پشتیبان نظام جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح و امنیتی بوده اند و اکنون با دلگرمی و امید و افتخار به سپاه پاسداران تبریک و تهنیت خواهند گفت و احساس غرور و افتخار ، امنیت و آرامش را در دلهای خود میپرورانند .
      علی مرادی

       


      ابراز نفرت هزاران باره ی فرقه ی رجوی از خانواده ها!

      انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۶

      ما نمیدانیم که این چه شورشی است که دربین رجویست ها افتاده وآنها را چرا مثل مورچگانی که لانه ی شان را آب گرفته ، به تکاپو انداخته وچه بویی وازکجا برده اند که فکر میکنند که خانواده ها قصد عزیمت به آلبانی را دارند که اینگونه گر گرفته وبه ناسزاگویی انداخته است!
      حال آنکه حداقل ما خانواده های آذربایجانی فعلا سرگرم مسائل مربوط به ماه رمضان هستیم و دراین روزها هیچ تدارکی برای رفتن ندیده ایم!
      با این وجود، این فرقه ی ضدخانواده ، دریک نوشته ی مبسوطی با نام " خانواده، شگرد وزارت اطلاعات علیه مجاهدین " مینویسد:
      " از ابتدای سال ۹۴ اجیرشدگان منفور ولی‌فقیه ارتجاع تحت عنوان «خانواده‌های مجاهدین» به پشت دیوارهای لیبرتی آورده شدند تا به جست‌وخیز علیه اشرفی‌ها بپردازند. بررسی سوابق این اقدامات، شگردها، ترفندها و ابعاد مختلف این توطئه و اعتراف‌های جالبی که از لابلای خبرهای رژیم درز کرده به‌خوبی نشان می‌دهد که پشت اعزام آن‌ها به لیبرتی، وزارت اطلاعات و وزارت خارجه و سفارت رژیم در عراق قرار دارد ".
      اگر این ادعای سخیف شما را پذیرفته وقبول کنیم که ولی فقیه ما را اجیر میکرد تا به دیدار عزیزان دربند خود درکمپ های اشرف ، لیبرتی یا تیرانا – که جملگی وضعیتی بمراتب بدتر اززندان دارند- برویم ، کار قابل ستایشی میکرده وما چرا باید تحت تاثیر تبلیغات پوچ شما ، حرفی برعلیه حکومت ودولت بزنیم؟!
      شما بطور سفیهانه ای با نسبت دادن این کارهای خوب- پشتیبانی از خانواده ها برای رفتن به دیدار عزیزان – به جمهوری اسلامی ایران ، بر ادعاهای خود برعلیه این حکومت خط بطلان می کشید!!
      درادامه ی این نوشته ی رسانه ی رجوی آمده است :
      " از ابتدای سال ۹۴ اعزام مزدوران وزارت اطلاعات تحت نام خانواده مجاهدین شروع شد. طرحی سازمان‌یافته که توسط رژیم با هدایت و برنامه‌ریزی چندین ارگان سرکوب و کشتار همراه بوده است. بطوریکه در موارد متعددی از اعزام مزدوران به لیبرتی شاهد بودیم که قبل از آمدن مزدوران به لیبرتی، سایت‌های وزارت اطلاعات خبر آن را منتشر می‌کردند برای نمونه سایت اینترلینک یک روز قبل از آمدن مزدوران یکی از همین اکیپ‌های اعزامی نوشت: «امروز ۲۴ تن از خانواده‌ها از استان‌های خراسان رضوی، خوزستان و یزد وارد بغداد شدند. آن‌ها فردا صبح عازم کمپ لیبرتی هستند» (اینترلینک ۱۵ شهریور ۹۴)
      اعلام این نوع خبرها نشان می دهد که توطئه ای!! و ... در سفر این خسران دیدگان ازدست رجوی وجود نداشته وچیزی را که شما درصدد اثبات آن هستید ، به ثبوت نمی رسد!
      ضمنا شما با ملقب کردن خانواده ها به مزدوری برای وزارت اطلاعات ، عملا نشان میدهید که چگونه با تمام رسانه های درخدمت گرفته ی تان ، نتوانسته اید که خانواده های خود را هم داشته باشید و آنها را بسوی وزارت اطلاعات رانده اید که هیچ افتخاری را نصیب شما نمیکند وبلکه متاسفانه بی عرضگی وشکست شما را نشان میدهد!!
      همچنین :
      "عامل دیگری که سازمان‌یافتگی اعزام مزدوران به لیبرتی را به‌خوبی نشان می‌دهد این است که آن‌ها قبل از حرکت در شعبه وزارت اطلاعات موسوم به نجات رژیم جمع‌آوری می‌شوند تا نسبت به مأموریت توجیه شوند: «دومین سری از خانواده‌های خوزستانی… روز سه‌شنبه مورخه ۴/۱۲/۹۴ برای بار دوم به همراه تعدادی از خانواده‌های… دیگر استان‌ها برای تجمعی دوباره … راهی کشور عراق شدند. لازم به ذکر است که خانواده‌های خوزستانی قبل از سفر به عراق در دفتر انجمن نجات خوزستان حضور به هم رسانده و باهم هم‌قسم شدند (نجات رژیم ۶ اسفند ۹۴) ".
      چه کشف بزرگی!
      کسانی درداخل که این خبر را منتشر میکنند ، ازمیزان مشروعیت خوب انجمن خود- که بموجب اساسنامه ، اعضای فعال وغیر فعال آن ازبین خانواده ها وجداشدگان ازفرقه ی رجوی انتخاب میشوند – آگاهند واگر انجمن را نامشروع میدانستند، هرگز باین صورت آشکار به دفاع ازآن نمی پرداختند!
      انجمن نجات چشم وچراغ خانواده هایی است که فرزندانشان به کام امپریالیزم وبه دام رجوی افتاده و فعلا پشتیبان مطمئن وموثر تری غیر ازانجمن ، سراغ ندارند!
      آیا مایل بودید که این خانواده ها بدون راهنما به عراق بحران زده میآمدند وانواع خطرها را متقبل میشدند تا خیال رجوی را ازبابت کشته شدن اعضای خانواده ها راحت کنند؟؟
      اگرچنین فکر میکنید، کور خوانده اید!!
      بازهم :
      " وقتی کار آماده‌سازی اعزام اکیپ‌ها تمام می‌شود آن‌ها را که در مرکز استان جمع شدند بار می‌زنند و برای توجیه متمرکز و اعزام به عراق، به شهر مرزی مهران می‌فرستند..".
      به واژه ی "بار زدن " توجه کنید که درمورد خانواده ها بکار رفته است!
      نه عزیز اینها انسان های فداکاری هستند که حاضر می شوند با تحمل فحاشی های چاله میدانی شما ودست زدن به ریسک بزرگ سفر به عراق نا امن ، وظیفه ی انسانی خود را درمقابل عزیزان خود انجام داده وثابت کنند که حیوان ویا روبات های شبیه روبات های رجوی - انسان های سابق – نیستند که " بار " زده شوند!!
      نهایت اینکه :
      " وزارت اطلاعات به هنگام اعزام مزدوران به لیبرتی، تعدادی از مأموران و پادوهای خودش را، با آن‌ها همراه کرده بود، تا توجیهات و هماهنگی‌های لازم را انجام دهند. آن‌ها کسانی بودند که هیچ نسبتی با ساکنان لیبرتی نداشتند: «مریم سنجابی دیشب و امشب در جمع خانواده‌ها حاضرشده بود و به سؤالات آن‌ها جواب می‌داد» (سایت نجات رژیم ۱۰ اسفند ۹۴) ".
      مریم سنجابی ازاعضای قدیم باند رجوی، عضو شورای رهبری وازمسئولین مهم سازمان بود ومسلما دوستان زیادی در بین فرقه زده ها دارد که حضورش در اطراف لیبرتی وکمک به خانواده ها ، کار بسیار طبیعی وخوبی است !
      بعبارت دیگر ، کمک او به پیرزنانی که برای دیدن دوستان خود او ، رنج وخطر بزرگی را به جان خریده بودند ، یک کار کاملا انسانی است.
      گروهی از خانواده های تبریزی

       

      شما رجویست غیر ایرانی، عقاید مرشد خود را نفی میکنید!!

      انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۶

      من که علم غیب ندارم که بدانم این مطلب را خانم " الینا روزالتهنین " نوشته و یا باند رجوی که تبحر فراوانی دراین مورد دارد، خودش دست بقلم برده است !
      متاسفانه من موقعیت این خانم مسلمان ویا بعدا مسلمان شده درآمریکا را هم نمیدانم که صحبت بیشتری درمورد نوشته ی او بکنم و مجبور به رعایت قناعت هستم!
      او، یا کسی بجای او، فراخوانی برای شرکت درمراسم سالانه ی همبستگی اسرای رجوی با مسعود یا مریم داده که طی آن گفته شده است :
      " فراخوان ما به‌همبستگی بر اساس مبنای محکمی است که اکثر قریب به اتفاق مسلمانان در آن اشتراک نظر دارند. این مبنا از نظر عقیدتی نفی اجبار دینی و دین اجباری است که از حقیقت اسلام سرچشمه گرفته است. و از نظر سیاسی، ایستادگی در مقابل ولایت فقیه حاکم بر ایران، یعنی دشمن مشترک همه ملت‌های منطقه که کانون جنگ‌افروزی و صدور بنیادگرایی به کشورهای منطقه است ".
      این همبستگی نیست خانم ، بلکه بیعت کورکورانه ایست که بارجوی بوالهوس ویا با افکار رذیلانه وضد بشری او میشود درکنار ابراز کرنش و قبول اتوریته ی نمایندگان سلطه گران جهانی که دراین مراسم حضور مییابند واتفاقا همین عناصر واسلاف شان بوده اند که کشور ما ایران را باین درجه ازعقب ماندگی سوق داده اند وگرنه 400سال پیش ، ایران یکی از 10کشور ثروتمند وخود کفای جهان بود وطبیعی است که همین مهمانان " نامدار " مریم هستند که این جنگ ها وخرابی ها را برای غارت هرچه بیشتر مسلمانان وصدور بحران ساختاری خود ، آغاز کرده و اجازه ی فروکش کردن آنها را نمیدهند!
      پس هدف این گردهم آیی از طرفی بیعت به ارتجاعی ترین فرد ایرانی که عملا برده داری را درتشکیلات نحیف خود براه انداخته واجبار دینی وایدئولوژی خاص خود را برتمامی تاروپود آن رخنه داده وهم ازطرف دیگر ابراز بندگی درمقابل نمایندگان زر و زور و تزویر جهانی است !!
      در ادامه :
      " یکی از ابزارهای مهم اجبار و تحمیل دینی، تکفیر است. این حربه‌یی است برای پس‌زدن مخالفان، برای انحصارطلبی و برای تحمیل قدرت استبدادی، با زرورق اسلام ".
      دراین باره میتوان صدها دلیل آورد که عده ای با قصد پیوستن به ارتش باصطلاح آزادیبخش وارد تشکیلات شما شدند و قاعدتا افکار متفاوتی داشتند و توقع رعایت این حقوق مدنی خود درارتش آزاد را داشتند که این توقع انها را برآورده نشد وهمه بشکل هرچه سبعانه تری واداشته شدند که تنها به فرایض ساخته و پرداخته ی او و تفسیر خاص اش ازاسلام گردن نهاده و در عبارت های نمازهای خود نام رجوی را هم ذکر کرده و او را جزو اولیای خدا معرفی کند وحتی مریم بر منکر واجب الوجود چندان سخت نمی گرفت تا به منتقدین رجوی !!
      آیا چنین زرورقی درایران مورد استفاده قرار میگیرد؟!
      ابدا !
      و البته کسی هم جرات این کارها را درایرانی که ادعا دارید ، مذهب به بازی گرفته میشود ، ندارد وبدین ترتیب وظیفه ی یک انسان با شرافت است که بررسی کرده ونظر بدهد که دین در کجا- درایران یا مناسبات رجوی – بیشتر مورد سوء استفاده قرار میگیرد !!!
      سعید

       


      دیدار صمیمی با خانواده علی مدد صادقی اسیر فرقه رجوی در دفتر انجمن نجات زنجان

      انجمن نجات مرکز زنجان سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۶

      خانواده علی مدد صادقی با حضور خود در دفتر انجمن استان مراتب نگرانی خود از وضعیت عضو تحت اسارت خود را طرح و اعلام آمادگی کردند که جهت رهایی فرزندشان آمادگی کامل برای هر گونه همکاری را دارند .
      مسئولین دفتر انجمن نیز از همکاری بی شائبه این خانواده در طی سالیان ایستادگی و همکاری مستمر قدر دانی کرده و از صمیم قلب آرزوی رهایی هر چه سریعتر علی مدد صادقی را از فرقه غیر انسانی رجوی را نمود.

       

       

       

       

       

       

       

       

      حلیل روند یکسال اخیر و نقش آن بر تسریع فروپاشی فرقه رجوی - قسمت پایانی

      انجمن نجات مرکز خوزستان سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۶

      ب) حضور مریم رجوی در آلبانی بدلیل افزایش جریان مسئله داری و موج جدایی نیروها
      مریم رجوی سراسیمه و بدون برنامه قبلی وارد آلبانی شد. ابتدا مسئولین سازمان این خبر را علنی نکردند و سعی نمودند مسئله داخلی بماند.
      مریم رجوی آمده بود که با چند نشست سر و ته قضیه را هم آورد ولی وقتی با چند مورد اعتراض و اغتشاش نیروها مواجه شد و فهمید اوضاع خیلی وخیم تراز آن است که تصور میکرد اقامت خود را برای ۶ ماه تمدید کرد و ناگزیرمسئولین خبر حضور مریم در آلبانی را علنی کردند. مریم رجوی برای انحراف اذهان نیروها سعی نمود همانند اشرف دوباره نشست هایی شبیه حوض و طعمه راه اندازی نماید و به تناقضات نیروها پایان دهد بحث هایی تحت عنوان انتقال بزرگ و یا هجرت حماسی در دستور کار قرار گرفت وانتقال دست جمعی سازمان به آلبانی را یک پیروزی بزرگ برای سازمان ویک شکست برای رژیم ایران قلمداد نمود ولی موج جدایی اعضا و پروسه مسئله داری نیروها ادامه داشت، آنها متناقض بودند که بعد از خلع سلاح وانحلال ارتش آزادی بخش مسئولان سازمان و شخص مریم رجوی بودن درخاک عراق وحمایت ارتش آمریکا وتشکیل دوباره ارتش آزادیبخش را وعده داده بودند ولی با انتقال ازعراق واستقرار درخاک آلبانی که هیچ مرز مشترکی با ایران ندارد دیگربرای همیشه فاتحه سرنگونی ساخته است.
      مریم رجوی برای اینکه نیروهای مسئله دار را انگیزه داده وبه حمایت های آمریکا دلگرم نماید از سناتورمک کین رئیس کمیته نیروهای مجلس سنا درتاریخ ‌ جمعه 27/فروردین 1396 دعوت بعمل آورد تا درجمع نیروها درآلبانی حاضرشود.
      آمریکا که بعد از سرنگونی صدام بعنوان کارفرمای جدید فرقه عمل میکند تلاش دارد با تشکیل ائتلافی از فرقه مجاهدین وشیوخ عربستان از این فرقه در راستای کسب اطلاعات برای داعش نیروی نظامی دست نشانده سعودی تا خلاء عدم حضورآنها درایران را که لازمه عملیات تروریستی است را پرنماید.

      ج ) انتخابات ریاست جمهوری ایران
      درآستانه انتخابات ریاست جمهوری درایران مریم رجوی از نیروهای خواهان جدایی درخواست کرد تا پایان انتخابات صبرکنند مریم رجوی درابتدا تحلیل کرده بود که مردم انتخابات را تحریم خواهند کرد وهیچ کس پای صندوق ها حاضرنخواهد شد البته درضمن آن گفته بود رهبر ایران از رئیسی حمایت و درنهایت انتخابات را بنفع او مهندسی خواهد کرد و این امر موجب بروز شقه در بین رهبران رژیم و جنگ داخلی خواهد شد و این فرصت را برای سرنگونی مهیا خواهد نمود. بعد از انجام انتخابات که برخلاف تحلیل های مریم با استقبال گسترده وحماسی مردم مواجه شد و درحدود ۷۳ درصد شرکت کرده بودند و برای اولین بار به گزارش خبرگزاری های رویترز، اسوشیدپرس و شبکه های بی بی سی وصدای آمریکا ایرانیان خارج کشور بطرز بی سابقه ای درانتخابات شرکت داشتند یک بار دیگر پوشالی بودن تحلیل های مریم برای اعضا مشخص گردید و بعد از انتخابات جدایی اعضا شدت بیشتری بخود گرفت.
      د ) عملیات تروریستی تهران وموضع تنفربرانگیز مریم رجوی
      بدنبال عملیات تروریستی روز چهارشنبه ۱۷خرداد 1396 به بخش اداری مجلس شورای اسلامی و آرامگاه آیت الله خمینی که منجربه شهادت ۱۷ و مجروح گردیدن حدود ۵۰ نفراز شهروندان بیگناه که عمدتا با هدف حل وفصل مشکلات اداری و زیارت مراجعه کرده بودند گردید و با موج بیسابقه ای از محکومیت وانزجارجهانی مواجه گشت واکثریت به اتفاق رهبران کشورها ودبیرکل سازمان ملل ، شورای امنیت ، رئیس اتحادیه اروپا آن را محکوم کردند مریم رجوی دریک موضع گیری تنفربرانگیز تنها سعی کرد نقش خود و فرقه اش را دراین جنایت انکارکند وتلویحا هیچ گونه همدردی با خانواده های قربانیان ابراز نکرد واین اقدام سخیف که درهماهنگی با عربستان سعودی وترامپ رئیس جمهور آمریکا صورت گرفت خشم افکارعمومی را برانگیخت.
      مریم رجوی بخوبی میداند که حادثه جنایت کارانه چهارشنبه تهران درحافظه تاریخی مردم جنایات دهه ۶۰ را تداعی میکرد. درحقیقت جبهه متحد حامی تروریست ها (ترامپ ، سلمان ، مریم رجوی) از این اقدام که فاقد هرگونه ارزش نظامی بود بجز محکومیت ، تنفر و انزجار بین المللی و اتحاد و همبستگی هرچه بیشترمردم ایران شد چیز دیگری بدست نیاوردند.
      ه ) گردهمایی ۱۰ تیرماه ۹۶ فرقه باعنوان کهکشان (گرامیداشت به اصطلاح مقاومت ) درویلپنت پاریس
      فرقه تروریستی مجاهدین اعلام کرده که همانند هرسال دراین روز در ویلپنت پاریس برنامه خواهند داشت . مهدی ابریشم چی دربرنامه ارتباط مستقیم سیمای ضد آزادی گفت ما درد را شناخته ایم واین بار می خواهیم راه درمان را نشان دهیم. انتطارمیرود که امسال هم سران فرقه با دینارهای شیوخ سعودی اقدام به بسیج وجذب شهروندان آفریقایی ، عربی ، برخی از کشورهای اروپایی با ترفند فریب تورهای مسافرتی وتفریحی نماید وبه احتمال زیاد که برخی از نمایندگان مجلس ومقامات غیررسمی امریکایی ، انگلیسی وایتالیایی وشیوخ سعودی البته با صرف هزینه بسیاردرآن شرکت کنند. ولی با توجه به تاثیرات مخرب شرکت حماسی مردم درانتخابات که به انفعال و ریزش هرچه بیشترنیروها انجامید وبطلان تحلیل های مریم رجوی را دراذهان نیروها اثبات کرده است و محکومیت و انزجار داخلی و بین المللی حادثه تروریستی تهران واتحاد وهمبستگی داخلی وخارجی مردم ایران نمایش امسال ویلپنت آبی برای آنها گرم نخواهد کرد وبا توجه به اینکه این مراسم درگرامیداشت ترورهای جنایتکارانه وعملیات های انتحاری دهه ۶۰ صورت میگیرد بیش از بیش فرقه رجوی و فرانسه کشور برگزار کننده این مراسم را درخصوص ادعای مبارزه با تروریست دراذهان زیرسوال خواهند برد و روند تحولات اخیر پروسه مسئله داری و ریزش اعضا را سرعت بیشتری خواهد داد وهمین امر منجر به تسریع درفروپاشی فرقه رجوی خواهد شد......
      اعضای جدا شده مرتبط با انجمن نجات شعبه خوزستان